براندو ، نیکولسون وسترن آمریکایی را با “میسوری شکست” تغییر شکل دادند

وسترن از ابتدای سینما ، در بین ژانرهای ماندگار ، تقاضا و پرسود قرار داشته است.

در یک زمان در دوران طلایی سینما (دهه 40 -40) ، غربی ها و موزیکال محبوب ترین نوع های بازی در سینما ها بودند. تصاویری از “غرب قدیمی” ، داستانهای مربوط به قوانین اخلاقی ، قهرمانان و شرورها که در سکته های وسیع به تصویر کشیده شده است (کلانتر اخلاقی روبرو شرور ورزشی کلاه سیاه) و تاریخ نقاشی شده در جمعیت ، به طرز جالبی از جریان اصلی ، به طرز فریبنده ای از تجدید نظرگرایانه تعریف کرده است. اپرای اسب ”در اوج قدرت.

همانطور که بازیگران فیلم سکوت پیشگام مانند تام میکس جای خود را به امثال گری کوپر و راندولف اسکات دادند ، تصویر ابدی نمادین از جان وین و وسایل نقلیه بازیگرانش سواحل و طول عمر غربی را تعریف می کرد.

در اواخر دهه 1970 ، ژانر غربی در موضوعی کاملاً متفاوت از دوران اوج خود تکامل یافته بود. ورود “مرد بدون نام” كلینت ایستوود و سه گانه پیشگام او “Spaghetti Westerns” از مائسترو سرجیو لئون به عنوان واقعه تحریک آمیز تغییر ذکر شده است ، اما دگرگونی فیلم های کابوی گسترده تر از این بود. در حقیقت ، غربی ها برای تحقق تأثیر جنبش ضد فرهنگی ، دست به تحولاتی گسترده زدند.

در سایه برنده شدن جایزه اسکار وین در “True Grit” (1969) گل تامی مک لوگلین در سال 1971 “بیلی جک” ، یک درام نئو-غربی / هوشیار که در تضاد با آنچه اکثر فیلم ها در ژانر قبلاً انجام داده بودند ، بود – دفاع ( و چهره ناسازگارانه) تصویر بومیان آمریکایی است.

در همان سال ، “مک کاب و خانم میلر” رابرت آلتمن وارد شدند و رویکرد و نگاه غرب غربی را تغییر دادند. وسیله نقلیه وارن بیتی / جولی کریستی نشان داد که “غرب وحشی” یک بیابانی گل آلود ، غیر بهداشتی و دارای اخلاق قابل قبول است.

خود دوک در این موج از تجدید نظر ژانر گرفتار شد ، به عنوان فیلم نهایی وین ، “تیرانداز” (1976) ، ستاره خود را به عنوان یک اسلحه در حال مرگ نشان داد (وین سه سال بعد از سرطان معده درگذشت). رویکرد جدید غربی ها عمدتاً عاری از عناصر کلاسیک بود ، زیرا اپرا های اسب معاصر به مطالعه ابهامات اخلاقی ، ظلم مرزی ، تعریف مردانگی ، فساد و رنج صالحان پرداختند.

دهه ها قبل از ورود نئو غربی های اساسی مانند “Unforgiven” (1992) و “ترور جسی جیمز توسط کاوارد رابرت فورد” (2007) (و همچنین تلاش برای احیای غربی های سنتی ، مانند “سیلورادو” و “Tombstone”) ) ، فیلمهای دهه 1970 در مورد گاوچرانها روی دالان به طور اساسی تغییر کرده بود و نشانگر اضطراب سیاسی و اخلاقی دوره هایی بود که در آن ساخته می شدند.

فیلم مرتبط  Kotha Movies 2020 - بارگیری آخرین فیلم های دوبله شده بالیوود ، هالیوود و هندی - تماشای آنلاین فیلم

رسیدن به مرکز این دوره ، هنگامی که کارهای ایستوود (جلوی و پشت دوربین) ژانر حمایت از زندگی را حفظ می کند و بیشتر غربی ها تبدیل به حیله گری (عمدی یا در غیر این صورت) می شوند ، آرتور پن است “میسوری می شکند”.

در سال 1880 مونتانا ، جک نیکلسون در نقش تام لوگان ، یک دزد اسب است که از دستگیری ناگهانی و حلق آویز کردن یک همکار خیره شده است. بقیه باند لوگان توسط هری دین استنتون ، رندی قوید ، جان رایان و فردریک فارست بازی می شوند. آنها توسط یک شکارچی فضل استخدام شده به نام لی کلیتون ، که توسط مارلون براندو بازی می شود ، گیر افتاده اند.

بعضی اوقات ، کلیتون با این کتاب رفتار می کند و به نظر می رسد یک مجری معتبر و ماهر قانون است. هنگامی که او را در حال عمل می بینیم ، شاهد مردی هستیم که روشهای غم انگیز و عجیب و غریب در اعزام طعمه خود را نشان می دهد.

پن ، یک نیروی مهم فیلم سازی بعد از موفقیت در موفقیت “بانی و کلاید” ، “مرد بزرگ کوچک” و تحسین شده “شب حرکت می کند” ، خود را در راس یک غربی بسیار انتظاری یافت.

“میسای بریکس” (به نویسندگی “رانچو لوکس” نویسنده توماس مک گویان) موفق شد یک بازیگر فوق ستاره ای را از بین ببرد: براندو ، در اولین فیلم خود از زمان دریافت اسکار برای “پدرخوانده” و نیکلسون ، در اولین وسیله نقلیه خود از تاریخ – ساخت “یک نفر بر فراز لانه فاخته پرواز کرد”.

به نظر می رسید فرصتی برای دیدن دو عناوین بازیگری و نمادهای فرهنگی در کنار هم ، در غرب غربی ، به نظر نمی رسد که پروژه ای برای همه درگیر شود. پس از انتشار در تابستان سال 1976 ، “شکستگی های میسوری” یک شکست مشهور بود که منتقدان را عصبانی کرد و بیشتر مخاطبان را تحریک کرد. امروز ، این یک مورد کنجکاوی است که کسانی را که مایل به پذیرش یک غربی هستند و هیچ علاقه ای به پیروی از این قوانین ندارند ، مرتکب می شود و پاداش می دهد.

FAST FACT: رابرت تاون ، فیلمنامه‌نویس Ace (فیلم سینمایی “Chin”) به اسکریپت “The Missouri Breaks” به اسکریپت تفریحی تفنگ ، از جمله دنباله اقلیمی فیلم پرداخت.

فیلمسازان که انتظار ظهرنشین “ظهر بلند” از دو ستاره فیلم تایتان را داشتند ، ابتدا از بین رفتند. ژانر که قبلاً توسط آلتمن و لئون دوباره پیکربندی شده بود ، توسط پن ، رویکرد گونزو و هر چیزی پیش آمد. آثار او رمانهایی را ارائه می دهد ، اگرچه کاملاً متضاد باشند ، ممنوعیت های خارش ناگهانی ناشی از خارش. مهمتر از همه ، در اجرای نمایش از براندو و نیکلسون ، به ویژه در صحنه های بازیگوش آنها با هم ، شادی قابل مشاهده ای وجود دارد.

فیلم مرتبط  تریلر جدید ایالات متحده برای داستان واقعی "رفتار نادرست" با گوگو Mbatha-Raw

کلینتون اشرافی و بیهوده براندو ، یک برادری ایرلندی دوباره و دوباره دوباره را تحمل می کند ، و نشان می دهد ما هرگز این مرد را خارج از حالت عملکرد مداوم خود نمی بینیم (در واقع مناسب خوبی برای براندو). کلیتون مانند مردی که او را بازی می کند ، یک معما است.

تغییر گویش ها و ظواهر تغییر کلیت ممکن است مانند بازیگر نقش مکمل مدرسه در سال 76 بازی کرده باشد اما مطابق با سبک ژانر غربی ، به همین ترتیب ، از جمع آوری گرد و غبار با استفاده از شانس های بزرگ که انتظارات را خنثی می کند ، دوری کرد.

لوگان نیکولسون بازیگر را می بیند که برخلاف رویکرد بسیار تجربی تر براندو ، با جنبه های ناهموار و بد شخصیت شخصیت ارتباط برقرار می کند و عملکردی خوب و کنترل می کند. لمس های براندو احساس تحریک نفس است ، اما علی رغم عدم تمایل وی به ارائه عملکرد متمرکز و محدود ، نمایش خوبی را نشان می دهد.

به همین ترتیب: صحنه ای که براندو هنگام خواندن شکسپیر اسب خود را می بوسید ، باید در قرقره گاگ باقی بماند اما دیدن این که قطعه نهایی را انجام داد ، بسیار جالب است.

عملکرد پر زرق و برق براندو به نظر می رسد یک پیشرو برای Val Kilmer بسیار متمرکز تر ، اگر جالب تر باشد ، “Tombstone” نیست. اولین فیلم جکس با یک چشم ، براندو ، اولین کارگردانی / بازیگران اصلی او در سال 1961 ، در واقع غربی بسیار مرسوم و با حماسه ای بیش از هر چیزی در فیلم پن است.

در حالی که پن پیش از این براندو را در “The Chase (1966)” کارگردانی کرده بود ، ناتوانی وی از نادیده گرفتن ستاره خود در برابر عملکرد بی قرار در مقابل دوربین ، همانطور که بسیاری از زمان انتشار آن اعلام نکردند ، این فیلم را عذاب نمی کند. در هر صورت ، این فیلم عجیب و غریب وحشیانه نشانگر اولیه این است که چگونه ژانر به روشی غیرقابل پیش بینی ادامه می دهد.

با کنار گذاشتن جنبه های سنتی اپرای اسب ، منجر به اجراهای طبیعت گرایانه و اجازه دادن به بربریت و طنز (نه عدالت و حل و مرتب بودن) عوامل محرک روایت ، این تنها تلاش دیگری برای تندخویی بیشتر این ژانر در حقیقت بود. جهت وحشی

فیلم مرتبط  لیبرال طنز جودی گل: چپ مترقی گفتار فاسد را فاسد کرد

داستان عاشقانه ای که بین نیکولسون و کتلین لوید کار می شود ، حتی وقتی که با یک سری توهین ها و یک اتفاق ناخوشایند آغاز می شود (یکی از پرهیزهای بسیاری از فیلم از رمانتیسیسم ژانر) است. نمره گل سرخ جان ویلیامز (که یک سال قبل از دستیابی به موفقیت بزرگش در فیلم “جنگ ستارگان” ساخته شده) متناسب با حالت غربی است و هنوز هم با اصطلاحات دیوانه وار فیلم است.

رویکرد پن در اینجا این است که اوضاع را در اوقات فراغت ، تقریباً آلتمن- esque تحت فشار خود قرار دهد تا مراقب سرسخت بودن باشد. قطعات بزرگ مجموعه چشمگیر و ماهرانه هستند ، هرچند صحنه های ساکت تر ، صمیمی تر و بیشترین صحنه را حفظ کنند. صحنه وان ، جایی که لوگان در حالی که او از حمام لذت می برد ، خشمگینانه در کلینتون شلاق می زند ، از نظر چند سطحی عالی است. با تماشای نیکلسون پر از خشم در مقابل هوی و هوس جدا شده براندو ، می توانیم با ناامیدی بازیگر سابق در مورد آنچه که من و او نگران کننده بود عمل کند.

نیکلسون تنها بازیگری نیست که در گردباد هرج و مرج خلاق براندو قرار می گیرد – Quaid و Dean Stanton هر یک از سکانس های ممتاز برخوردارند ، زیرا روش های سنتی تفنگدار شخصیت و عدم پیش بینی آنها برای Clayton مطابقت ندارد.

در حالی که “میسوری شکاف” نهایی غربی براندو بود ، نیکلسون یکی دیگر از مواردی را ایجاد کرد – سرگرمی اما سرحال “Goin” South “که او در سال 1978 کارگردانی کرد. متأسفانه برای پن ، این اولین بار در بین فیلمهای ناموفق بود که او را از بین برد. خط داغ اولیه کارگردانی. این شرم آور است ، زیرا بدن کلی کار او (به ویژه تریلر تحریک نشده او در سال 1987 “مرده زمستان”) مضامین خود را برای تغییر هویت و چگونگی چگونگی سرگردانی در بیابان از هر کسی که در راه خود قرار می دهد ، نشان داد.

گردهمایی سینمایی پن با برندو و نیکلسون در روز خود به عنوان یک گیشه و فاجعه بحرانی اعلام شد اما فیلم عجیب و غریب ، تکان دهنده ، خشن و چشمگیر آنها ، یک پاورقی ارزشمند در تاریخ ژانر داستان خود است.

پاسخی بگذارید