مرور: “من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم” یک داستان جذاب و متافیزیکی است

مرور: “من به پایان دادن به چیزها فکر می کنم” یک داستان متافیزیکی فریبنده است

توسط الکس بیلینگتون
4 سپتامبر 2020

هنگامی که من در مدرسه بزرگ می شدم ، ما نقاشی را مطالعه کردیم که به ویژه قلب و ذهن من را تسخیر کرد. عنوان آن ، ما از کجا آمده ایم؟ ما چی هستیم کجا میریم؟، توصیف کاملی از وقایع به تصویر کشیده شده در نقاشی است. پال گوگن ، نقاش پست امپرسیونیست فرانسوی ، این شاهکار را در تاهیتی خلق کرد و شخصیت هایی را نقاشی کرد که در حال پرسش درباره س humanالات مربوط به وجود انسان هستند که در عنوان ذکر شده است. ما باید نقاشی را از راست به چپ بررسی کنیم ، ابتدا با شکل یک کودک خوابیده و با یک پیرزن نزدیک به مرگ پایان می دهیم. همین سوالات وجودی هنگام تماشا بلافاصله به ذهن خطور می کرد دارم به پایان کارها فکر می کنم، جدیدترین فیلم بلند سینمایی به نویسندگی و کارگردانی چارلی کافمن (مدیر Synecdoche نیویورک، آنومالیسا) این درام هیجان انگیز متافیزیکی براساس اولین رمان ساخته آئین رید ، ایده های فریبنده ای مانند وجود هراسناک و پیری بی رحم انسان را تحت تأثیر قرار می دهد.

لوسی ، لوسیا یا لوئیزا (جسی باکلی) – نام به طور مداوم تغییر می کند و هرگز ثابت نمی ماند ، با جیک رابطه دارد (جسی پلمونز) نزدیک به شش ماهگی آنها ، جیک دوست دختر خود را برای دیدار با والدینش به خانه مزرعه کودکی خود می برد (تونی کولت و دیوید تویس) در لحظه سکانس آغازین وقتی شخصیت باکلی به فکر پایان دادن به همه چیز است همه چیز تغییر می کند. این فکر در طول روایت تکرار می شود و برمی گردد و به طرز چشمگیری در ذهن دختر قدرتمند و بلند است. لوسی (بگذارید او را لوسی صدا کنیم) تقریباً احساس می کند این حرف را با صدای بلند می گوید. سوالات آزار دهنده جیک اوضاع را بهبود نمی بخشد و شخصیت بیشتر تحت فشار قرار می گیرد تا در معنای رابطه و زندگی آنها صحبت کند. در حالی که شخصیت ها درباره فیزیک ، پائولین کائیل و چیزهای دیگر بحث می کنند ، زمان شروع به لغزش می شود و وقتی به خانه مزرعه می رسند پیچ ​​و تاب و آشفتگی بیشتری پیدا می کند و لوسی با والدین جیک ملاقات می کند.

فیلم مرتبط  Riz Ahmed یک خواننده رپ در اولین تریلر UK برای "Mogul Mowgli" عالی است

کافمن در داخل کوهی از صحنه هایی که ظاهراً منطقی نیست ، همانطور که در ابتدا در فیلم بازی می کنند ، همچنین یک نگهبان مدرسه را به نمایش می گذارد (گای بوید) برنامه روزمره در ابتدا ، به نظر می رسد این یک خط داستانی کاملاً بی ربط است ، اما ، در پایان ، داستان ها به هم متصل می شوند و یک کلیت مالیخولیایی را ایجاد می کنند که مخاطب را با یک بازتاب اندیشه در مورد واقعیت خود پر می کند.

دارم به پایان کارها فکر می کنم یک فیلم سخت برای کشف کردن است. اما درست مثل زندگی ، نمی توان به راحتی فیلم درباره وجود و مرگ را درک کرد. کافمن اطمینان حاصل می کند که در حالی که همه سکانس های روی صفحه را مشاهده می کنیم و می فهمیم ، متوقف می شویم و درباره عدم قطعیت ها ، و به طور خاص ، در مورد مرگ که می تواند تعجب آور باشد ، در غیر منتظره ترین لحظه فکر می کنیم. این فیلم صحنه های به ظاهر نامرتبطی را در خود جای داده است که می تواند به همان اندازه جدا باشد و مانند داستان های جداگانه کار کند. باکلی و پلمونز از همان ابتدا واقعاً به بالاترین بازدیدکنندگان بالقوه و جذاب خود رسیده اند. صحنه سفر جاده ای یک نمونه از روابط آنها است. اگرچه شخصیت های آنها مدت طولانی است که یکدیگر را نمی شناسند ، پیوند و ارتباط ذهنی آنها بسیار قدرتمند است. همه ما از م componentsلفه های بسیاری در سفرهای جاده ای آگاهیم: پاسخ های یک هجایی ، نگاه کردن به پنجره انبارها و گاوها یا توقف میان وعده ها. اما این احساس متفاوتی دارد: آنها در ذهن یکدیگر هستند. در حالی که زن به پایان دادن به همه چیز فکر می کند ، یا منظور او رابطه است یا چیزی غم انگیزتر – خودکشی – جیک بارها و بارها سوالات خود را از او می پرسد. سوالات مداوم او تفکر لوسی را مختل می کند ، مونولوگ درونی او که برای مخاطبان بسیار قابل گفتن است. مخصوصاً در طی همه گیر شدن بیماری اکنون که نمی توانیم به همه مکانهایی که عادت کرده ایم برویم و تقریباً مجبور هستیم که در مورد جایگاه خود در این جهان تأمل کنیم. به طور قاطع ، سفر جاده ای آنها تصویری عجیب ، بسیار گیج کننده اما رضایت بخش و خسته کننده از حضور مخوف است.

فیلم مرتبط  تریلر رسمی فیلم "بازسازی بهشت" به کارگردانی رون هوارد

من به بررسی پایان کارها فکر می کنم

تونی کولت و دیوید تئولیس به عنوان یک مادر و یک پدر (آنها اسمی ندارند ، واقعاً مهم نیست) با شکوه تمام تصویر را کامل می کنند. شخصیت های آنها یک زوج واقعا عجیب و غریب ایجاد می کنند. در ابتدا مخاطب به سختی متوجه می شود. ما شام آنها را مشاهده می کنیم و مادر را می بینیم که غیرقابل کنترل می خندد یا پدر در غیر منتظره ترین لحظات کلمات را فریاد می زند. اما لوسی آن را کاملاً طبیعی قلمداد می کند. سپس متوجه آن می شویم. همه چیز شروع به تغییر می کند – مانند مدل موی لوسی و رنگ مانتو. مخاطبان همچنین تغییرات مادر و پدر را تجربه می کنند. همانطور که توسط کولت و ثولیس به تصویر کشیده شده است ، موضوع پیری و گذشتن ترسناک و در لحظات دلخراش است. کاری که فیلم انجام می دهد تماشاگران را ترغیب می کند که یک قدم به عقب بروند و مکث کنند. فکر کردن در مورد مرگ قریب الوقوع آسان نیست ، اما این یک چیز است که واقعاً قطعی است.

چارلی کافمن استاد ساخت و نوشتن فیلم های هنر بالا است. او دارد داستانها را به روش خودش تعریف می کند. هدف داستان پردازی سینمایی وی این است که مخاطب را مجبور به تأمل ، تفکر و تأمل کند. انتقاد از آن چالش برانگیز است زیرا دیدگاه ها ، عقاید و تجربیات شخصی هر کس نظر او را شکل می دهد. برای بعضی ها نشستن در تمام دو ساعت و چهارده دقیقه ممکن است کسل کننده باشد. برای دیگران ، این فیلم تصویری چشم نواز و چشم نواز همراه با داستان سرایی جذاب خواهد بود. این درام پر است از فیلم های درون فیلم یا کارتونی که ناگهان روی شیشه اتومبیل ظاهر می شود. همه تفسیر خواهند کرد دارم به پایان کارها فکر می کنم متفاوت ، درست مانند نحوه تفسیر متفاوت یک نقاشی. این هدف کافمن است. زیبایی فیلم سازی خواندن بین سطرها و استنباط حقایق نهفته در درون است. این بدون شک دقیقاً همان کاری است که این فیلم انجام می دهد.

جهت گیری تماشایی فیلم با فیلمبرداری برجسته از Łukasz al (که همچنین به پاول پاولیکوفسکی شلیک کرد جنگ سرد و آیدا) این اولین تولید او با کافمن و اولین فیلم او در ایالات متحده است. فیلمبردار لهستانی کاندیدای اسکار خواستار تأکید بر پیچیدگی های پیری و چگونگی تغییر حافظه و درک ما با گذشت زمان است. آال با استفاده از رنگ های کامل ، لباس های فراوان ، الگوها و حتی بافت دیوارها ، یک سبک بصری برای حافظه ایجاد می کند. ایده تقریبا اغراق آمیز است ، سطح آن شبیه یک نقاشی است. به ویژه یک نمونه بارز ، صحنه جاودانه شده در پوستر است. مخاطبان نیم نگاهی به رنگ های روشن ، کاغذ دیواری های طرح دار و شخصیت اصلی که پشت میز نشسته اند ، می گیرند. دست او یک لیوان شراب را نگه می دارد در حالی که صورت او روایتی رواقی و متفکرانه به خود می گیرد.

فیلم مرتبط  تریلر جدید درام مخدرها "قلعه در زمین" با الکس ولف

یکی از زیبا ترین و چشم نوازترین صحنه ها در دارم به پایان کارها فکر می کنم اجرای رقص در راهروهای دبیرستان روستایی جیک است. Żal و کافمن با آنها همکاری کردند وحدت پهلان (یک سولیست باله شهر نیویورک) و یک بازیگر-رقصنده رایان استیل (چرخ فلک) برای ایجاد آن. این سکانس هفت دقیقه ای کاملاً نفس گیر است و ممکن است به عنوان تصویر زندگی مشترک شخصیت های اصلی خوانده شود. این کاملاً خارج از متن است و با بررسی دقیق تر ، به زیبایی با مباحثی که کافمن روی آنها قرار می گیرد تناسب دارد.

کافمن دارم به پایان کارها فکر می کنم بسیاری از چیزهاست: یک داستان دلخراش پیر شدن ، یک هیجان متافیزیکی ، یک تصویر احساسی از یک وجود پر از ترس و یک تجربه زمان گیر. درک آن پیچیده و ظاهراً سخت است. کافمن می خواهد در همان لحظه از زندگی خود ، کاراکترهای شخصیت ها را تفسیر کنید و هر آنچه را که نیاز دارید از فیلم بگیرید. بازی های باکلی ، پلمونز ، کولت و تویلس کاملاً تصفیه شده ، چالش برانگیز و قدرتمند است. این فیلم به طور مشخص قابل توجه است زیرا به موضوعاتی که هر انسانی با آن روبرو است می پردازد. این تصویر قابل تأمل یکی از بهترین فیلم های امسال است و برای شروع فصل فیلم های پاییزی عالی است.

رتبه بندی Zofia: 5 از 5
Zofia را در توییتر دنبال کنید – thefilmnerdette

یافتن پست های بیشتر: مرور

در وب بیشتر بدانید:

پاسخی بگذارید