نویسنده به نثر تکیه می کند تا ترس گذشته را تحت فشار قرار دهد

اولین مجموعه داستانهای کوتاه من در سطح ، تخیل شهری و نخ های ترسناک است.

در واقعیت ، آنها داستان های افسانه ای هستند – داستانهایی از افرادی که به جنگل می روند و بیرون می آیند ، یا نه ، تغییر کرده اند یا همان ، اما چیزهایی را می شناسند که قبلاً آنها نمی دانستند.

تنظیمات متنوع است. فانتزی های شهری را در نظر بگیرید که در خیابان شهر مدرن با جن و ارواح روبرو می شویم (“Shadowboxes” و “Ghost of Malkallister Mansion”). داستانهای دیگر به آینده یا آخرالزمان پس از آخرالزمانی مبتلا هستند و دارای فناوری ها و مناظر قابل تشخیص اما هنوز هم عجیب هستند (“گرینسونگ” و “دریای رویاها”).

گروه دیگری در مکان های سورئال قرار دارند که فقط در صفحه می توانند وجود داشته باشند (“Mellifluous” و “Clutter”).

از همه والدین چه می ترسد …

اولین داستانی که من نوشتم “Shadowboxes” درباره ترس احشایی والدین از توانایی آنها در محافظت از فرزندانش است. به طور مستقیم از زمانی که بزرگترین فرزند من فقط یک کودک بود ، یک کودک “پر انرژی” – همانطور که امتحانات مفید در یک مجله والدین به من گفت – بیرون آمد و هیچ کس ساکت نماند و هرگز خواب نبرد.

فیلم مرتبط  تماشا کنید: فیلم کوتاه انیمیشن Distopian 'MOM' ساخته کاجیکا آکی فراززینی

در این مدت همسرم دائماً کار می کرد ، و به نظر نمی رسید که دوست شوم ، حتی اگر در همان خانه زندگی می کردم و کودک را راه می بردم ، و سپس برادران و خواهرانش ، هر روز سالها در همان محله.

انزوا همه داستانهای من را فرا گرفته است ، به ویژه به این دلیل که نوشتار واقعی اینها را در زمان مبارزات شخصی شخصی انجام داده ام. در هر کاری که انجام دادم احساس شکست کردم.

در آن زمان من روزانه می جنگیدم ، اضطراب فلج کننده ، افکار خودکشی ، بی اعتنایی و کنترل فشار دیگران و تلاش برای کمک به این که به جای اینکه به سمت آن سوق پیدا کنم ، از قلبم دور می شود.

فیلم مرتبط  پیش پرده رسمی تریلر دراماتیک قاچاق انسان 'Honey Bee'

من هر روز پر از سردرگمی بودم و از خواب بیدار شدم که نمی توانم از رختخواب خود خارج شوم ، با این تصمیم که آیا ابتدا باید دوش بگیرم یا صبحانه بخورم ، فلج شدم.

با قدم اول ، مرحله انتقادی

با این حال ، من به نوعی می دانستم که می توانم از این کوفتار ذهنی خارج شوم. می توانم مسیری را ببینم. برای همه غیر از من غیرقابل مشاهده بود ، و بعضی اوقات فقط می توانم قدم بعدی را که باید بردارم ببینم.

در جستجوی مسیری از جنون ، و کنترل تقریبا هیچ چیز در زندگی ، از جمله ذهن و احساسات خودم ، تصمیم به نوشتن گرفتم.

فیلم مرتبط  تماشا کنید: فیلم کوتاه "سه مردی که شما شب ملاقات می کنید" ساخته بک کیتسیس

هر روز.

500 کلمه در روز.

بعضی اوقات این 500 کلمه 15 دقیقه و گاهی یک ساعت طول می کشد. بعضی اوقات آنها تنها کاری بودند که به غیر از دراز کشیدن در رختخواب ، گریه یا زحمت تماشای “دکتر” کردم. سازمان بهداشت جهانی.”

اما بعد از گذشت چند ماه از انتخاب این روزانه کوچک برای فاش کردن واقعیت خودم ، چند داستان داشتم. چیزهایی که من دوست داشتم چیزهایی که می توانستم نگاه کنم و بروم ، اینها مال من هستند ، اینها تمام شده است ، این همان چیزی است که من می خواستم بگویم.


امیلی رد نویسنده و ویراستار مجموعه داستان های کوتاه ، “Shadowboxes” و “Ghost of McCallister Mansion” است. می توانید او را در توییتر دنبال کنید @ emily30red برای اخبار مربوط به اولین رمان من در حال انجام ، “جنگ شاهزاده خانم”

جولیت فورست

پاسخی بگذارید