چرا به برش جدید “پدرخوانده قسمت سوم” نیازی نداشتیم

فرانسیس فورد کوپولا “پدرخوانده قسمت سوم” مورد انتظارترین فیلم سال 1990 بود و به سرعت به اختلاف انگیزترین فیلم تبدیل شد.

اخراج فیلم کاپولا همیشه یک محاسبه غلط بود ، که توسط چندین عامل به وجود آمده است:

  • ورود دیرهنگام آن (حدود 16 سال پس از “پدرخوانده قسمت دوم”)
  • شکایات درباره انتخاب بازیگر صوفیا کوپولا (بعداً درباره آن بعداً)
  • چگونه در مقایسه با اسلاف خود
  • “Goodfellas” ، موبایل کلاسیک رقیب ، ماه ها قبل منتشر شد

فیلم کوپولا تا ابد بحث برانگیز است و پس از یک بازی قابل احترام در سینما و انبوه نامزدهای اسکار (اما نه یک برد) ، استقبال متفاوت از این به تمسخر تبدیل شد.

اکنون ، 30 سال بعد ، کاپولا یک برش جایگزین را منتشر کرد که با استقبال منتقدان روبرو شد و به تأخیر افتادن فیلم پرداخت. راستش ، برش جدید کاپولا (که به زودی وارد آن خواهم شد) تغییر جزئی در یک شاهکار است که اولین بار تقریباً بی نقص بود.

در آغاز “پدرخوانده قسمت سوم” ، مایکل کورلئونه (آل پاچینو ، اکنون موی جان گوتی است) دقیقاً مانند پدرش کار می کند – در دفتر تاریک خود مخفی شده و دیگران در یک جمع خانوادگی جشن می گیرند. رئیس سابق اوباش اکنون در تلاش برای مشروعیت است و “تجارت خانوادگی” و روابط جنایی خود را پشت سر خود قرار داده است.

او حتی در حال انجام یک معامله فاخر با یک کشیش واتیکان است ، این لمس نشان می دهد که شاید مایکل در تلاش است تا رستگاری را خریداری کند که برای همیشه از دسترس او خارج شده است.

ظهور ناگهانی همسر سابق وی ، کی (دایان کیتون) ، مایکل را به صدا در می آورد ، اگرچه معرفی برادرزاده گوسفند سیاه او ، وینسنت (اندی گارسیا) است که هیولا را در درون بیدار می کند.

ظاهر ظاهری مایکل به عنوان یک جنایتکار اصلاح شده برنامه جدیدی را پنهان می کند.

پدرخوانده در تلاش است زندگی ، آبرو و میراث خانوادگی خود را پاک کند ، اما خون بیش از حد بر روی دستان او و ذخیره شرارت در قلب او وجود دارد. ملاقات با وینسنت آن قسمت از وی را بیدار می کند.

در حالی که مایکل دیگر وکیل خود ، تام هاگن (رابرت دووال در فیلم های قبلی) را ندارد تا او را ثابت نگه دارد ، دخترش ماری (صوفیا کاپولا) چهره بی گناه این جهان است. تلاش های وی برای نقاشی مایکل به عنوان یک انسان خیر در مطبوعات ، تردیدهای وی در مورد اهداف واقعی او را برطرف می کند.

معامله ای که مایکل با بانک واتیکان انجام داده است ، ایجاد یک شرکت به نام Immobiliare ، البته شکست خواهد خورد – این شرکت به عنوان پلی بین آمریکا و اروپا توصیف می شود ، که زندگی مایکل نشان دهنده آن است.

مانند هر چیز دیگری در وجود او ، گناه آلوده است.

پاچینو در اینجا ، با بازسازی دقیق مایکل ، پیر ، ناتوان و وحشی ، بسیار شگفت آور است. دست زدن به یک شرور بارد در دست زدن به پاچینو وجود دارد ، هرچند لحظه هایی که خوانش خط بازیگران ستون ها را به لرزه در می آورد ، احساس برتری نمی کند.

در حالی که این اجرا یکی از بهترین بازیگران محسوب نمی شود ، به کیفیت روحانی که قبلاً از آن استفاده نشده است ، توجه کنید. مایکل در قسمت دوم سرد و نفوذناپذیر شد. در اینجا ، او یک زخم باز است.

کیتون بسیار عالی است – او با این سریال به وزن زنده گذشته خود ، هم رنج ابدی کی و هم تاریخ بازیگر تکیه می کند. صحنه های او با پاچینو هم شکننده و هم لطیف است.

فیلم مرتبط  'زن جوان امیدوار کننده' محدودیت های خشم سینمایی را نشان می دهد

کونی کورلئونه لیدی مکبث این قطعه است. چه خوشحالی است که می بینم شخصیت تالیا شایر تازه در زهر غوطه ور شده است. کانی احتمالاً آلوده ترین فرد در این جهان است ، زیرا زن خانه دار مورد آزار “پدرخوانده” اکنون در میان خطرناک ترین بازیکنان این مجموعه قرار دارد.

توجه کنید که او چگونه به مایکل می گوید که برادرشان فردو “غرق شد” ، و مرگ او “یک تصادف” بود. در حالی که مایکل از تمام قسمت های “پدرخوانده قسمت سوم” ابراز تأسف می کند ، کانی مادرخوانده ای است که چرخه شر را ادامه می دهد. به هر حال او کسی است که وینسنت ناپایدار را به درون خانواده می کشاند.

هر وقت گارسیا وارد اتاق می شود احساس خطر می کند. وینسنت مانند پدر مرحومش سانی (جیمز کان در قسمت های قبلی) یک بمب ساعتی است ، کاریزماتیک اما دارای خلق و خوی انفجاری. من تصور می کنم گارسیا به عملکرد کان نگاه کرده است ، زیرا وینسنت ممکن است بیشتر از پدرش به مادرش (ساقدوش عروس از “پدرخوانده” اول) شباهت داشته باشد ، اما حالت و حالت آتشفشانی یکسان با سانی است. گارسیا اینجا پر شور است.

Joey Zasa ، گنگستر رقیب سرسخت Joe Mantegna تزریق خوبی از رنگ و چشم انداز است. او با افتخار نسخه خود را از آینده اندیشی ، پذیرش آفریقایی آمریکایی ها و گانگسترهای اسپانیایی در “خانواده” خود اعلام می کند ، زیرا “این آمریکاست.”

زاسا یک اراذل و اوباش آشکار ، یک شخصیت محله است ، و این شباهت به فاونوچی محکوم در “پدرخوانده قسمت دوم” نیست. زاسا حتی شکسپیر را زودتر مطرح می کند (“همه مردان دروغگو هستند ، شکسپیر در این باره شعرهایی سروده است”) ، گرچه ما از او جلوتر هستیم.

این همیشه مانند یک تراژدی سطح “جولیوس سزار” احساس می شود.

Sofia Coppola’s Mary مهمترین نکته مهم برای بازدید کنندگان در سال 1990 بود ، اما عملکرد او فاجعه ای نیست که بسیاری ادعا می کنند. اعتماد به نفس او به عنوان یک بازیگر صحنه به صحنه متفاوت است. با این حال ، با توجه به اینکه (طبق کتاب Gene D. Phillips ، “Godfather: The Intimate Francis Ford Coppola”) مری بر اساس او بنا شده است ، بازیگران در واقع بی نقص هستند.

چه کسی بهتر است که دختر یک شمایل ایتالیایی مرعوب را بازی کند؟

کارگردان آینده همیشه به نظر می رسد بخشی از این جهان باشد ، به شکلی که وینونا رایدر (گزینه اصلی که عقب نشینی کرد) ، جولیا رابرتز و مادونا (هر دو برای این نقش در نظر گرفته شده اند) هرگز چنین تصور نمی کردند.

شیمی صوفیا کاپولا با گارسیا دقیقاً درست است – اتصال تابوی شخصیت های آنها به عنوان خواهر و برادر ظاهر می شود و نه ، همانطور که برخی از منتقدان می خواهند ، یک جذابیت مشترک داغ است.

جذابیت آنها جنبه عارضه ای دارد و براساس انزوایی است که در دنیای خود تجربه می کنند. قرار نیست سکسی باشد.

ناصری که به اغواگری وینسنت در آشپزخانه در مورد مری به عنوان بزرگترین نمونه سوast استفاده از وی اشاره کردند ، اشتباه است. ما آنها را در حال ساختن Gnocci ، دستان بهم آمیخته و دو طرفه به یک ستایش مشترک نگاه می کنیم. آنها مشتاق خوشبختی مایکل هستند و در پویایی خانواده خود بیگانه هستند. لحظه هدیه دادن آنها به جاذبه ممنوع آنها لحظه غم انگیزی است. توجه کنید به ساده دل “من عاشق تو هستم ،” آنها به یکدیگر تلافی می کنند.

فیلم مرتبط  دانلود فیلم های ایرانی با لینک مستقیم

وینسنت می داند که اگر او را اغوا کند لعنتی است و به هر حال این کار را می کند.

عملکرد او در لیگ پاچینو ، کیتون ، گارسیا و غیره نیست و نباید باشد ، زیرا رفتار نرم و خصوصیات طبیعی او (و همچنین ناامنی هایی که در کنار غول های فیلم بازی می کنند) عالی هستند.

بازیگری که کارساز نیست Sofia Coppola نیست بلکه تصمیم عجیب و غریب برای جورج همیلتون برای حضور در دووال غایب است. همیلتون اینجا بی جا است. با این حال ، در حالی که تام هاگن از Duvall غایب است ، در بهترین حالت ، نقش می توانست او را در حاشیه نگه دارد. همچنین ، مراقب کاترین اسکورسیزی باشید که یک بازی کامو دارد.

کاپولا بر روی مجموعه های عالی قرار دارد – جشن افتتاحیه (نشانگر این است که مایکل چگونه واقعاً پدرش شده است) ، ترور ناموفق آتلانتیک سیتی توسط هلی کوپتر ، جشنواره خیابانی مذهبی که به یک هتک حرمت به یک اوباش رقیب تبدیل می شود و سکانس فوق العاده اپرا در پایان فیلم.

بزرگترین اپرای اپرا تلاش کوپولا برای ادغام سینما با تئاتر است (کاری که او با فیلم بعدی خود ، “Bram Stoker’s Dracula” نیز انجام می دهد). نشانه های قبلی وجود دارد که نشان می دهد کارگردان به این سمت می رود – توجه داشته باشید که چگونه خط نمادین مایکل “درست زمانی که فکر کردم بیرون هستم ، آنها مرا به عقب می کشند” در هنگام رعد و برق گفته می شود.

به همین ترتیب ، در حالی که مایکل اولین اعتراف خود را به کشیش کاتولیک پس از 30 سال (او ادعا می کند که “فراتر از رستگاری نیست”) می دهد ، ما می شنویم که زنگ های کلیسا در لیست طولانی گناهان خود به صدا در می آید. کاپولا همه این افسانه ها و اپرا را می سازد ، تا جایی که به معنای واقعی کلمه ارائه بصری اپرا را در روحیه دلخراش خود سازگار می کند.

همانطور که مایکل هوشمندانه به کی گفت ، “ما در سیسیل هستیم ، اپرا است.” تصاویر موجود در اپرای آب و هوایی ، هم در این فیلم و هم در فیلم قبلی “پدرخوانده” منعکس کننده وقایع است.

لحظه ای واقعاً دلهره آور دیگر هنگامی رخ می دهد که پسر خواننده اپرای مایکل ، آنتونی ، برای او پسر “معتبری” از سیسیل می خواند. البته ، این موضوع “پدرخوانده” است ، فقط با شعر. مایکل این را می شنود و از فیلم اول آپولوانیا ، عروس فقیدش را به یاد می آورد. همچنین نکته گویایی وجود دارد که کی می بیند مایکل دقیقاً مانند پدرش رفتار می کند – یک بار دیگر ، نقطه مقابل او از طریق درب است – زیر لب او می گوید: “این هرگز پایان نمی یابد.”

اگر یک نقص اساسی وجود داشته باشد ، این زیرمجموعه مفصل درگیری کلیسای کاتولیک با خانواده کورلئونه است. داستان فرعی واتیکان کدر است ، به دلیل بازیگران با ظاهری گیج کننده که در نقش های اصلی مکمل بازی می کنند (بازیگرانی که در نقش پاپ و مسکای ضارب زنگ می زنند!).

فیلمنامه ماریو پوزو و کاپولا پر از خطوط قابل نقل است ، مانند “هرگز از دشمنان متنفر نباشید ، این روی قضاوت شما تأثیر می گذارد” ، التماس عذرخواهی مایکل از کی که “من سرنوشت کاملاً دیگری برنامه ریزی کردم” و هشدار نبوی مایکل به وینسنت ، “وقتی آنها می آیند ، آنها به آنچه شما دوست دارید می آیند. “

مانند فیلم های قبلی ، هیچکدام از این ها جذاب نیستند (توجه داشته باشید که کوپولا در قتل عام آتلانتیک چقدر طول می کشد). ما نمی توانیم خانواده کورلئونه را دوست نداشته باشیم (آیا هر خانواده بزرگی چهره های رنگارنگ و نگران کننده ای مانند فردو ، سانی و کونی را به عنوان بستگان ندارند؟) ، حتی اگر آنها یک خانواده قاتل باشند.

از آنجا که هر بازیگری چنین پرتره ای زنده ارائه می دهد و کاپولا این جهان را بسیار ملموس می کند ، ما ریشه مایکل و خویشاوندانش را می گیریم. غذا همیشه در این فیلم ها نشانگر است ، چه به گذشته (اشاره ای به روغن زیتون Genco از Vito Corleone) و چه به آینده (این پرتقال ها همیشه منادی مرگ هستند).

گوردون ویلیس فقید با استفاده از سایه های تیره ابزاری برای ایجاد ملیله های بصری و برون رفت از ذهنیت های شکنجه شده شخصیت ، یک بار دیگر یک کلاس استاد در فیلمبرداری برگزار می کند. ویرایش توسط باری مالکین ، لیزا فروچمن و والتر مورچ افسانه ای نیز استادانه است – توجه داشته باشید که ماهر در صحنه ای که مایکل به وینسنت دستور می دهد آنتوبلو (الی والاچ فوق العاده) را فریب دهد و ببینیم که در نهایت چگونه رو به زوال است ، فریب می دهد.

اکنون ، کاپولا یک برش جایگزین با عنوان “پدرخوانده کد: مرگ مایکل کورلئونه” دارد که به مناسبت سی امین سالگرد در دسامبر سال جاری به نمایش درآمد. به حقیقت گفته شود ، این برخلاف “آخرالزمان اکنون ردوکس” وی ، تغییر جدید و اساسی در برش تئاتر نیست.

نسخه اصلی شروع بهتری دارد ، لحن ، مضامین را تنظیم می کند و فیلم های قبلی را با یک مقدمه دوست داشتنی بازبینی می کند. نسخه Coda با جنجالی با صحنه ساخت یک معامله فاخر بین مایکل و کاردینال لمبرتو (Raf Vallone) آغاز می شود.

کاپولا به سادگی صحنه اول و دوم نسخه اصلی را معکوس کرد و بهتر بود دست نخورده باقی بماند.

به همین ترتیب ، شات نهایی – و این یک است اسپویلر بزرگ: نسخه اصلی با مایکل مسن ، در حیاط خانه اش ، تنها ، با دو سگ به عنوان شرکت و نشستن روی صندلی خود ، که او از آنجا خارج شد ، خاتمه یافت ، و مرگش بدون توجه بود. در نسخه Coda ، کاپولا در نگاه متفکر مایکل ماندگار می شود و بدون اینکه مرگ مایکل را نشان دهد ، تا پایان اعتبارات محو می شود.

این یک اشتباه فاحش است ، زیرا ما باید خجالت مرگ ناپسند او را بی حساب بیاوریم ، زیرا خلاصه ای از فاجعه بزرگ زندگی مایکل بود. در پایان ، مایکل کاملاً همه چیز را از دست می دهد. نسخه Coda فقط یک مرگ معنوی ، یک ویلی لومن ، و نه یک مرگ واقعی به مایکل می دهد.

پایان کار ، مانند ابتدا ، در سال 1990 کامل بود.

ایرادی نداره. اگر این نسخه که با استقبال روبرو شده است ، همان چیزی است که برای خاتمه یافتن سرانجام خصومت نسبت به این فیلم لازم است ، خوب. این شوخی بر سر ماجراها است: در اصل همان فیلم است ، به این معنی که کسانی که نظر منفی اولیه خود را “چرخانده اند” و اکنون آن را تحسین می کنند ، احتمالاً آن را خوب به خاطر نمی آورند یا حتی از ابتدا آن را نمی دیدند.

برای کسانی که 30 سال پیش با زحمت این فیلم را رد کردند ، امیدوارم که در جعبه کانولی خفه شوید. “پدرخوانده قسمت سوم” در سال 1990 با شکوه بود و حتی با تغییرات جذاب اما غیرضروری کوپولا ، این طور باقی مانده است.

پاسخی بگذارید