چرا “جنگ ستارگان” هنوز بر سر و شانه های بالای بلوک های مدرن ایستاده است

این سال 2020 است ، و در حال حاضر ، “جنگ ستارگان” مرده است.

ما همچنان از پروژه های Lucasfilm و شایعات مربوط به پروژه های Lucasfilm می شنویم ، اما تا آنجا که هر کسی می تواند بگوید ، این آسیب وارد شده است.

“ظهور Skywalker” نتوانست آنچه را که در بیدار شدن کارگردان ریان جانسون پس از “آخرین جدی” در کارگردان باقی مانده بود ، به هم بچسباند. تا زمانی که حمله به دیزنی خاموش نشود ، چیز زیادی برای جستجوی قسمتهای بیشتر “ماندالوریایی” در دیزنی پلاس ندارید.

این گفت ، من واقعاً اینجا نیستم تا بتوانم مادربزرگ های بزرگ را بیش از حد لازم به شما بدهم. سوال واقعی این است – چه چیزی از دست فیلمهای اصلی آنقدر دلمان تنگ شده است؟

آیا واقعاً نوشتن و ارائه خیلی بهتر از بلاک بوسترهای امروزی است یا سه گانه دنباله خود لوکاسفیلم؟ آیا جلوه های نسخه ویژه قبل بیش از چهار دهه بعد واقعاً ایستاده اند؟

پاسخ واضح “بله” است ، اما بگذارید دقیق تر باشیم.

در حین خاموش کردن قفل ، من سه گانه اصلی “جنگ ستارگان” را بازنویسی کردم (برای اهداف این مقاله می خواهم روی “یک امید جدید” تمرکز کنم). تعدادی از اعضای خانواده حتی برای سفر به خط حافظه به من پیوستند.

این فیلم ها از زمان اکرانشان تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته اند ، برخی حتی قبل از ترک سالن های سینما. مهمترین این اتفاق با “نسخه های ویژه” رخ داده است ، اما آنچه که واقعاً باعث ایجاد بز مردم می شود این است که یافتن نسخه با کیفیت مناسب از نسخه های تئاتر یا اصلی لیزری در صفحه گسترده تقریباً غیرممکن است.

سردبیران فن سالها در تلاش بودند تا سه فیلم اصلی را با شکوه دیجیتال با هم جمع کنند ، اما آخرین باری که هر چیزی نزدیک به آن منتشر شد تجاری بود به عنوان بخشی از نسخه Blu-ray 2011 بود. کافی است که بگوییم ، من با نسخه های ویژه نسخه و پیش نسخه ویژه فیلم آشنا هستم ، و بیشتر به فیلم مراجعه خواهم کرد همانطور که در سال 1977 در ابتدا گم شد و نه با تغییرات از ’97 به بعد

به نفع وضوح (و اصالت) سعی می کنم طرح مورد نظر را دوباره مورد بازخوانی قرار ندهم ، درعوض تأکید می کنم که بیشتر از همه برای من برجسته است.

بیا شروع کنیم.

اولا ، “جنگ ستارگان” یکی از مشهورترین عکسهای افتتاحیه در تاریخ سینما را دارد. همه چیز ، از جانبازی هوایی جان ویلیام ، از کشتی هایی که در بالای سرش غرق می شوند و سیاره پراکنده در زیر هستند ، صحنه را به طور موثری تنظیم می کند.

دومین موردی که در این بازدید من را تحت تأثیر قرار داد این بود که این سکانس چقدر بامزه بود. وقتی با فیلمی مثل این آشنا شدم ، جوانی باعث شد شوخی از بالای سرم راحت شود ، در حالی که هنوز فکر می کردم همه چیز آنجا را برای دیدن جذب کرده ام.

مرتبط: صفحه طراحی نقشه های HiT – صفحه رنگ آمیزی سه گانه “جنگ ستارگان”

با نگاه به آن سالها بعد ، از دیدگاه نویسنده ، چندین مورد از چشمه های مانند R2-D2 و C-3PO را به آرامی در حال عبور از یک راهرو از طریق آتشفشان شدید ، یا لحظه ای که یک پیچ بلستر 3PO را قطع می کند ، او را وادار کردم که به دنبال پوشش باشد. با R2 در غلاف فرار.

نکته جالب دیگر در مورد این سکانس ، چگونگی معرفی ما به تنظیمات مدت ها قبل از دیدار با شخصیت اصلی ما است. مطمئنا ، شاهزاده خانم لیا و Darth Vader به طور خلاصه معرفی می شوند ، اما شخصیت اصلی دیدگاه ما در اینجا R2-D2 و C-3PO است و هر دو دارای بارهای مهمی برای حمل مخاطب هستند.

کنجکاوی C-3PO در مورد ماموریت اسرار آمیز R2 به بیننده جدید سهولت می بخشد ، در حالی که در بازپرداختهای بعدی ، خودم را بیشتر با R2 احساس همدردی می کنم. خوانده می داند چه کارت هایی در حال پخش هستند و دائماً از پوستی 3PO ناامید می شوند.

بله ، من می دانم از شروع در مدیا Res اصیل ترین چیز در جهان نیست ، اما اینگونه است که چگونه پیشرفت می کند و ما آن را منحصر به فرد می کنیم.

همانطور که قبلاً اشاره کردم ، مدت زمان غیرمعمول و طولانی بین افتتاحیه ما و زمانی که شخصیت اصلی خود را ملاقات می کنیم وجود دارد.

بیشتر فیلم ها همدلی ما را به عنوان قهرمانی متمرکز می کنند به عنوان فردی که مانند مخاطب ، همه چیز راجع به این جهان جدید عجیب و غریب برای او توضیح می دهد. “جنگ ستارگان” از این انتقال تا حدی به شایستگی جذابیت قلاب و منفجر کننده آن جان سالم به در می برد ، اما شایان ذکر است که این موضوع فقط به نوعی نوشته نمی شود.

صحنه های لوک در حال مشاهده نبرد فضا از دوربین شکاری فوق العاده وی و به اشتراک گذاری خبر با دوستانش در واقع تیراندازی شد. من تعجب کرده ام که آنها راه حلهایی برای کاهش آن را داشته اند – این طور نیست که یک رئیس استودیو اجازه دهد به هر حال لیست چک لیست نویسندگی را در سال 2020 حذف کند.

در نتیجه ی این تصمیم ، 17 دقیقه کامل طول می کشد که لوک وارد روایت شود و ما حداقل نیمی از زمان مداخله را با شخصیتی که به معنای واقعی کلمه نمی تواند انگلیسی صحبت کند ، می گذرانیم (R2-D2).

من به عنوان یک کودک بسیار جوان ، طول خالص آن را آزار دهنده کردم (حداقل در بازدیدهای مکرر). با این حال ، من در طی این سال ها رشد کرده ام ، و آن را به اثبات رسانده است که بسیار مهم است – “جنگ ستارگان” حماسه ای با صحنه های اکشن است ، نه یک فیلم اکشن با صحنه های حماسی.

منظورم این است که صحنه ها حماسه ای هستند ، اما منظور من از مدرسه قدیمی است – این ارتباط بیشتر با “ارباب حلقه ها” از “Terminator 2: Day Judgment” دارد. این نقطه نظر به شکلی که در یک کتاب تاریخ قرار می گیرد ، بدون تعهد کاملاً به دیدگاه قهرمان ، مشترک است.

یک حس راز وجود دارد که آن دقایق طولانی را بین زمان برخورد شن و ماسه نامردی ما به شن و ماسه و لحظه ای که خاله برو با لوک فرا می خواند تا لبه حیاط زیرزمینی آنها باشد ، هدایت می کند.

“یاران حلقه” (این رمان ، که مدتها قبل از “جنگ ستارگان” منتشر شد) به دلیل داشتن یک احساس مشابه کشیدن در فصل های اولیه شناخته شده است. این موارد برای خوانندگان قدیمی تر که قدردانی بهتری از سیاست های خانوادگی و حواشی طنزآمیز در فرهنگ انگلیسی دارند ، بسیار جذاب تر است.

راهی که تالکین شما را به دنیای داستان خود آسان می کند یکی از مواردی است که به آن قدرت می دهد.

لوكاس با باز كردن با يك صحنه نبرد پراكنده ، ساختار تالكين را براي فلاش و زرق و برق صفحه نمايش بهبود مي بخشد (چيزي كه “مشاركت حلقه” براي سازگاري سينمايي خود نيز انجام مي دهد). هنگامی که لوکاس توجه شما را به خود جلب کرد ، او شما را به سفرنامه مختصر از زندگی عادی در سیاره پشت آب می برد ، و بخش هایی از درام و شوخ طبعی را از R2 و 3PO در می آورد تا به یک مسیر جالب توجه بپردازند و در بیابان Oompah-Loompas همانطور که آلوین ابراز کرد Chipmunks به عقب بازی کرد.

به طور جدی ، به راحتی می توان فراموش کرد که این فیلم ها چقدر خنده دار هستند.

پس از معرفی ما با لوک ، سرعت بالا می رود و ما شروع به دیدن بخشی از طرح می کنیم که بلاک بوسترهای مدرن بارها و بارها از آن کپی کرده اند ، جایی که قهرمان ابتدا در سفر خود قرار می گیرد. ما با ابی وان کنوبی (الک گویسی) آشنا می شویم ، خانواده منتقد ، لوک کشته می شوند (ناگهان یادآوری می کنم که پیتر پارکر یک تصادف عجیب عمو بن عجیبی داشت) و او در میانه جنگ با اولین بار با او مبارزه می کند. تلاش برای استخدام Uber بین سیاره ای.

در اینجا ، من چیز جالب دیگری را دیدم – یا به طور خاص ، مادر من چیزی را که دوستش به او گفته بود هنگام دیدن فیلم در دهه 70 دوباره به یاد آورد (یکی از این مزایای تماشای فیلم با افراد دیگر).

این اولین باری است که می بینیم چراغ برق در عمل ، و این واقعیت که آن را کاهش می دهد ، به جای اینکه تجزیه شود ، سرنخ مهمی برای او بود که همه آنطور که بعداً به نظر می رسید ، نیست ، وقتی که به نظر می رسد Vader اعتصاب Kenobi را پایین می آورد.

این فقط نوشتن خوب است ، اما باید به خاطر داشته باشیم که ما در جهانی زندگی می کنیم که توسط این حق رای دادن تغییر یافته است و چطور آن سینما را تغییر داده است ، به طور کلی ذکر نمی کند علمی و تخیلی. اسلحه های پرتو به طور معمول اهداف را بدون هیچ اثری در فیلم های این دوره از هم پاشید (“Star Trek” نزدیک به دو دهه گذشته بود).

این واقعیت که نه بلسترها و نه چراغهای برق این اثر را ندارند ، نمونه دیگری از “جنگ ستارگان” است که کارها را به روشی مبتنی و باورنکردنی انجام می دهد که به طرز خیالی پیری می رود.

مرتبط: نقد و بررسی HiT: “مردم در برابر جورج لوکاس”

صحبت از وادر ، در این مورد ما به سمت امپریال چیزها برمی گردیم و برخی از برجسته ترین اختلافات بین این فیلم و سه گانه هایی که قرار بود دنبال شوند مشاهده می شود.

اما اول ، یک متن بیش از حد.

پنج سال از زمان انتشار «نیروی بیدار» در سینماها می گذرد. در آن زمان ، صحنه ای که استارسیلر بیس پایتخت جمهوری جدید را از آسمان بیرون می کشد ، نه تنها یک نقشه توطئه ، بلکه رد یک تفسیر سیاسی توطئه گر Prequel بود.

هم طرفداران و هم فیلمسازان توافق كردند كه “جنگ ستارگان” به انفجارهای بیشتری احتیاج دارد و انفجارهای بیشتر همان چیزی است كه ما گرفتیم. برای من دشوار است که دقیقاً بگویم چه مدت طول کشید تا دلالت آن را ترشح کند ، اما بیشتر نظررسان و هواداران که به نظرشان احترام می گذارم به این نتیجه رسیده اند که این یک اشتباه بوده است (ناگفته نماند که “سیاست کمتر”). معلوم می شود که قهقهه ترین وعده های شکسته Sequels است).

مرتبه اول و مقاومت (دو تا از مرسوم ترین نام های جناحی که من تا به حال در هر رسانه سرگرمی ، دوره ای شنیده ام) به نوعی عالم خیال سورئال وجود دارد ، جایی که منابع تاکتیکی هر زمان که لازم باشد به سادگی روی صفحه ظاهر می شوند.

بگذارید روشن كنم كه این مسئله فقط به این دلیل نیست كه تمام جزئیات فنی را شامل نمی شود و “دوست داشتنی” نیست كه من در یك كودك صرف وقت های بدی را صرف كردم. هر نویسنده حرفه ای می تواند به شما بگوید که بسته به نوع داستانی که نویسنده می خواهد برای آن بگوید ، لحن و جزئیات در یک مقیاس کشویی وجود دارد.

تعادل خاص “جنگ ستارگان” از ساخت و سازهای دقیق دنیای جهان و درام های پرشکوه کاملاً متفاوت از گفتن “Star Trek’s” یا یک فیلم جک رایان یا حتی سریالهای “Flash Gordon” است که الهام بخش آن است.

آنچه من در اینجا سعی می کنم به این نتیجه برسم این است که “جزئیات جزئیات” Sequel Trilogy ، به اصطلاح ساده ، پایین تر از اصل است ، با این فرض که قصد دارد ایده های پیچیده کمتری را برای مخاطبان فراهم کند. با این وجود ، به جای ساده کردن بار فکری مخاطب ، عدم درگیری اطلاعاتی تعریف شده با لحن و پایه و اساس ، باعث می شود بیننده به مبارزه با قطعات مبهم یا متناقض از اطلاعات بپردازد.

فیلمسازان و مخاطبان به همین سادگی اتفاقات مشابه را نمی پذیرند و این منجر به آشفتگی جهانی می شود که به نظر می رسد مانند پس زمینه سلفی یک مدل اینستاگرام خم و پیچیده می شود (بگذارید ببینیم این مرجع چقدر سریع می شود).

آنچه در این مورد بسیار جالب است این است که “یک امید جدید” ، فیلمی که ظاهرا از آن آینه می زد ، هیچ یک از این مشکلات را ندارد. تماشای تلاش Vader که توسط فرمانده معظم شاهنشاهی امپریالیستی جدی گرفته شود ، نه تنها آموزنده است ، بلکه مستقیماً با تلاش لوک برای تبدیل شدن به جدی مرتبط است.

این امر به نیروی معروف چوک Vader به معنای بیرونی بودن صرفاً راهی جدید برای مجازات زیردستان است. حتی وادر ، با روشی جنگ زده خود ، حقیقتی را نشان می دهد که رژیم شاهنشاهی می خواهد پنهان شود – این که وقتی تراشه ها فرو می روند ، سرنوشت جهان با محاسبه انسان سنجیده نمی شود.

درک این حقیقت ، اجازه دادن به سرنوشت هدف خود را راهنمایی می کند ، آخرین چیزی است که لوکس به خانه فرستاده می شود – و پایان خشنود مردم را برای ما رقم می زند که باعث شده این فیلم فراتر از رویاهای وحشی ترین سرمایه دارانش باشد.

در مورد آن صحبت می کنیم ، بیایید ناگهان به آخر برویم و در مورد اجرای ستاره مرگ صحبت کنیم.

مرتبط: نگاهی به ذهن جورج لوکاس

این یک سکانس کاملاً نوشته شده و صریح است ، تقریباً با استخوانهای نسبتاً برهنه در مقایسه با بلوک های مدرن ، اما در آن سادگی شکوفا می شود و باعث ایجاد تنش و بازپرداخت می شود که نوعی دنباله باید به یاد ماندنی باشد.

احتمالاً شایان ذکر است که برش مونتاژ “جنگ ستارگان” به دلیل سردرگمی و نفخ معروف بود. لوکاس با تیمی از سه ویراستار همکاری کرد ، از جمله همسر آن زمان ، مارسیا ، تعداد حمله های لوک را به یک مورد کاهش داد (دو برش در مجمع دو نفر بود) و با افزودن توالی های شمارش معکوس Death Star با Tarkin تعداد سهام را افزایش داد.

در نتیجه ، ما یک پایان نامه محکم و کاملاً نوشته شده را داریم که همه آنچه را که تا این لحظه دیده ایم می پردازد.

مسائل اصلی (اگر می خواهید آنها را صدا بزنید) این است که لئیا کار زیادی برای انجام دادن ندارد و هان سولو برای بیشتر آن از شهر رد می شود – اما چیزی در مورد لوک وجود دارد که یک خلبان کم نظیر باشد. از فارغ التحصیل شدن مستقیم به جدی نایت) که بار دیگر “جنگ ستارگان” را از قالب مدرن Superhero جدا می کند.

هیچ کس اهمیتی نمی دهد که لوک فقط پرنسس لیا را از ستاره مرگ شکست.

او یا کت و شلوار خاصی دریافت نمی کند. نشانه تماس او “قرمز 5” است ، نه “رهبر سرخ”. او تا زمانی که هرکسی جز او و تنها دو خلبان او که ارتباط شخصی با آنها دارند ، مرده یا پراکنده نیست ، فرمان اضافی نمی دهد.

حتی این به عنوان پیچیدگی جالب جلوه می کند – یکی از موارد بهبود یافته در نسخه ویژه ، افزودن مجدد اتحاد لوک با بیگس است. نه تنها مرگ او را سخت تر می کند ، بلکه وقتی لوک زودتر توسط Wedge (سرخ 2) نجات پیدا می کند بسیار جالب تر می شود.

همه ما را بطور ظریف یادآوری می کنیم – همه اهمیت دارند ، نه فقط یک انتخاب شده. این پیشنهاد می کند که هرکدام از این خلبانان ما هر 5 ثانیه را معرفی کرده ایم تا بتوانند سفرهای خود را به این نقطه انجام دهند و خود را در یک مأموریت انتحاری در برابر اختلافات غیرممکن بیابند. لازم نیست هر بار که یکی از این پیراهن های قرمز از آسمان به بیرون پرتاب شود ، خیلی احساس بدی کنید – اما مانند هر حقیقت خوب ، همان است ، خواه شما آن را احساس کنید یا نه.

به عنوان پیچ و تاب آخر ، لوک با چراغانی که به سختی می داند چگونه از آن استفاده کند ، با Darth Vader mano-y-mano روبرو نمی شود. درعوض ، او در آخرین لحظه توسط هان نجات پیدا می کند و او را برای استفاده از نیرو برای گرفتن شوت نهایی آزاد می کند.

در این مرحله واقعاً تعجب آور نیست ، اما با توجه به اینکه چه میزان بازاریابی به لوک با استفاده از یک چراغ اتومبیل اختصاص داده شده بود ، او با آن مدت زمان قابل توجهی کم می کند. یک بار دیگر ، این در نهایت چیز خوبی است ، و تقابل لوک و وادر را در “امپراتوری اعتصاب می کند به عقب برگردد”.

این همچنین مثالی است از اینکه چقدر نوشتن تنگ فقط خوب نیست ، زیرا بر بهترین ایده های یک داستان متمرکز است ، اما همچنین فرصتی را برای شما فراهم می کند که در ادامه این ایده را گسترش دهید – اما این یک داستان برای زمان دیگری است.

وقتی صحبت از حق رای دادن به رسانه های جمعی است ، ما در جهان “جنگ ستارگان” ساخته شده زندگی می کنیم. آنچه واقعاً ذهن را مشكل می كند این است كه چگونه كسانی كه می خواهند به سطح موفقیت خود برسند ، از تقلید از اصول اساسی كه آن را پایدار می كنند ، خودداری می كنند.

مطمئناً “جنگ ستارگان” دستاوردی از سبک است ، اما اگر بدانید کجا باید جستجو کنید ، یک دستاورد ماده نیز محسوب می شود.


جان فالتون نویسنده کتاب سرایدار باید بمیرد ، رمانی درباره متولی که با بیگانگان می جنگد. جان پرستش یک وسواس استثنایی با طراحی داستان ، شامل ، اما محدود به آن نیست ، بلوک های علمی تخیلی ، اکشن و فانتزی است. جان در شخص سوم به خود مراجعه نمی کند. معمولا. می توانید او را در توییتر دنبال کنید JohnTheFulton و Parler @ John001.

فیلم مرتبط  تریلر کامل بین المللی دیگری برای جیمز باند در "هیچ وقت برای مرگ" نیست

پاسخی بگذارید