چرا “نیمه تاریک” استیون کینگ را در بهترین اعترافات خود اسیر می کند

رمان “نیمه تاریک” اثر استیون کینگ به ماهیت چند وجهی نویسنده ترسناک بودن پرداخته است – به طور خاص ، این سوال که “این موارد را از کجا آمده اید؟”

آیا روایت های فریبنده با جزئیات ترسناک از یک تخیل واقعاً غنی و آگاهانه سرچشمه می گیرد ، یا آیا چیزی واقعاً شوم ، اگر نه کاملاً اشتباه ، با ذهنیتی پشت داستان نگران کننده ترس وجود دارد؟

البته ، این نه تنها نوع پرسشگری است که در برابر هر رمان نویس بزرگی (از داستان های ترسناک یا هر چیز دیگری) بلکه به خصوص از کینگ انجام می شود. تلقینی که به نظر می رسد بدخواهان وی این است که او باید وحشت زده یا کاملاً هیولا باشد تا بتواند به آثاری چون “درخشش” ، “حیوان خانگی” و “فناوری اطلاعات” دست یابد.

كینگ 1989 با نام “نیمه تاریك” و بعداً اقتباس در سال 1993 ، دوگانگی نویسنده را به شیوه ای شیطانی هوشمندانه و شخصی بیان می كند.

همانطور که طرفداران پرشمار کینگ به خوبی می دانند ، او یک بار آثاری را با نام مستعار ریچارد باخمن منتشر کرد تا هرچه بیشتر و خارج از ژانر وحشت بنویسد. آثاری مانند “لاغرتر” ، “مرد در حال دویدن” و “خشم” با نام باخمن منتشر شد.

کینگ بعداً خوانندگان قدیمی را از این فریب بازیگوش آگاه کرد.

طبیعتاً طرفداران این نویسندگان به جای احساس خیانت و بازگشت به پادشاه وحشت ، به سادگی به کتابفروشی هجوم آوردند و همه کتابهای باخمان را خریداری کردند ، زیرا اکنون رمان های خوانده نشده استیون کینگ وجود دارد.

مرتبط: فیلم های ترسناک کلاسیک شرم آور مدرن است

اقتباس وفادارانه جورج A. رومرو از رمان کینگ (رومرو فیلمنامه را نیز نوشت) در سال 1968 با محوریت یک جوان تاد بومونت ، دانش آموز دبیرستان Castle Rock Junior آغاز می شود. سردردهای مفرط جلسات نوشتاری او را قطع می کند و مراجعه به بیمارستان نشان می دهد سردرد منشا عجیبی دارد.

جنین دوقلویی که انتظار می رفت با تولد جذب شود در جمجمه Beaumont زندگی می کند. یک جراح درمی یابد که علاوه بر ماده معمول که به راحتی از بین می رود ، بومونت دارای بقایای دیگری است که شامل یک دندان و یک چشم هنوز چشمک می زند.

پیشگفتار خالی از سکنه سالها بعد به دنبال خواهد داشت ، زیرا بومونت (تیموتی هاتون) اکنون ازدواج کرده است ، پدر دوقلوها و نوعی استاد انگلیسی دانشگاه است که دروس خوبی ارائه می دهد (او در مورد دوگانگی ، نحوه نوشتن هر نویسنده دارای دو موجود در درون است).

فیلم مرتبط  بلوار سه شنبه: 31 مارس 2020 | Hi-Def Ninja - Blu-ray SteelBooks - Pop فرهنگ

یک خبرنگار پاپاراتزی تهدید می کند که به جهانیان رونمایی خواهد کرد که این مرد دانشگاهی با رفتار نرم ، در واقع نویسنده رمان های تاریک و بسیار خشن است که توسط جورج استارک ، قلم جعلی بومونت نوشته شده است. بومونت به جای مبارزه قانونی با خبرنگار ، خبر را متعلق به خود می کند و همه را به مجله People می گوید.

به تلافی “کشته شدن” ، استارک تبدیل به چهره ای گوشت و خون می شود ، و قصد دارد همه افراد را در محافل اجتماعی بومونت بکشد.

هاتن در حال بازی بومونت و استارک است و او نقش های دوگانه اش را درک می کند. او در نقش یک معلم و یک مرد خانوادگی نابخرد بازی می کند که فقط وقتی تاریک بودن او به جلسات نوشتن او دامن می زند ، طرف تاریک و تاریک او را بازی می کند. او به عنوان استارک در مردی زندگی می کند که فساد و توانایی او برای بی رحمی حد ندارد.

هاتون در خلال یک معاشقه کوتاه با فیلم های ژانر ساخته شده است و در همان فصل کلاسیک “The Temp” (که در آن یک شرکت کوکی توسط قاتل سریالی تهدید می شود) در همان فصل افتتاح شد.

زمانی آغاز شد که این برنده اسبق اسکار (برای “مردم عادی” ، اولین فیلم خود) دنباله ای از بازدیدهای مهم قابل احترام را دنبال کرد (“شاهین و آدم برفی” و “آدم یخی”) که او را در همان رده شان قرار داد پن و تام کروز.

اندکی بعد توجه خود را به نقش های شخصیت معطوف کرد.

هاتون با زیرکی به ما اجازه می دهد تا در عملکرد او به نکات کمی نگاه کنیم که استارک درست در زیر قسمت بیرونی جذاب و بی روح Beaumont قرار دارد. بومونت از استارک استفاده می کند به این ترتیب که یک بازیگر از یک نقش نمایشی عاطفی و طاقت فرسا استفاده می کند تا احساسات خود را از بین ببرد ، مانند هنرمندی که با استفاده از ضربه قلم مو یا انگشت شست در خاک رس تصویری را به جهان می ریزد.

مرتبط: چرا “بازی جرالد” از شوک های شایسته استیون کینگ برخوردار نیست

به نظر می رسد که هاتن از دوگانگی طبیعی ناشی از بازیگر بودن لذت می برد ، زیرا نقش هایی که او بازی می کند هر دو با هم بازی می کنند (در واقع ، با عمل سوم وحشی).

فیلم مرتبط  Vince Vaughn So So Money in Body Swap Shocker 'Freaky'

بازیگران فرعی با هدایت مایکل روکر بسیار عالی در نقش کلانتر پانگبورن (که همان شخصیتی است که اد هریس در “چیزهای ضروری” بازی می کند و اسکات گلن در “Castle Rock” Hulu بازی می کند) بیش از حد صلاحیت دارد. همچنین می توان به امی مادیگان (آوردن وزن چشمگیر در نقش ارتجاعی همسر بومون) ، رویال دانو و جولی هریس اشاره کرد.

گرچه به اندازه “Creepshow” رومرو شیک نیست ، اما در کادر بندی و نورپردازی خود ظاهری کمیک دارد. در همه جا تصاویر شگفت انگیزی وجود دارد ، مانند صورت چینی که یک جمجمه در زیر آن شکسته و آشکار می شود. رومرو بالاتر از ترس نیست (روزنامه ای که با صدای بلند “آکورد جیغ” مسواک می زند بسیار ارزان است) اما خشونت نیز تکان دهنده ، کینه توز و پوچ است.

“نیمه تاریک” بهتر از اکثر فیلم ها درباره نوشتن (در ژانر وحشت و غیره) درک می کند. آن فرایند دشوار و کاملاً جادویی تنها ماندن ، خیره شدن به یک فضای سفید خالی و یافتن صدای درونی برای ایجاد.

به همان روشی که “بدبختی” راب راینر (و همچنین رمان کینگ به همین نام) ، “نیمه تاریک” تجسم می کند که چگونه عمل فیزیکی نوشتن ، ترکیبی از تمرکز و آزاد کردن یک تخیل فعال ، چیزی شبیه عمل ماوراالطبیعه از طرف نویسنده. شگفت آور است که هر کسی می تواند یک رمان کامل را شکل دهد ، چه رسد به آثار عالی ادبی ، در حالی که عوامل بیرونی (مانند حواس پرتی) و یک کاغذ خالی تحمیل کننده از موانع است.

داستان کینگ همچنین تفاوت کتابهایی را که برای لذت بردن نوشته و خوانده می شوند ، در مقابل آثار “مهم” ادبیات ذکر می کند. همانطور که نماینده بومونت یادداشت می کند ، “من جورج استارک را خواندم چون سرگرم کننده است ، من تاد بومونت را می خوانم زیرا این وظیفه من است.”

پاول شلدون ، قهرمان داستان “بدبختی” کینگ ، به دلیل لذت شخصی خود به دلیل نوشتن یک کتاب شخصی و سنگین مجازات می شود و مجبور می شود توسط اسیرکننده خود کار هک تجاری بنویسد. از طرف دیگر ، بومونت احساس می کند وقتی از طریق تالیف جعلی استارک ، که از ساخت یک ضد قهرمان پالپ به نام الکسیس ماشین خوشحال می شود ، قدرت نوشتن یک کار خشن و خشن را دارد.

فیلم مرتبط  'بیا دور' هالیوود را با دستکاری بیشتر نشان می دهد

از آنجایی که شلدون برای نوشتن یک اثر بزرگ باید شخصیت قهرمان لنگش ، بدبخت چستین را از تصورات خود بیرون بکشد ، بومونت در زندگی بخشیدن به الکسیس ماشین آزادی بی مهری می یابد. اگر “نیمه تاریک” بومونت ، دارنده الکل الکلی خشن و جسمی به نام جورج استارک باشد ، شاید کینگ از داستان استفاده می کرد تا آن قسمت از خود را که روزگاری با سو abuse مصرف مواد دست و پنجه نرم می کرد و انگیزه های وحشیانه تری داشت ، از بین برد.

بسیاری به ماهیت شخصی داستان کینگ اشاره کرده اند ، اگرچه این موضوع برای رومرو نیز صدق می کند. بیشتر آنها اشاره کرده اند که چگونه او از فیلم های خود درباره زامبی ها برای اظهارنظرهای صریح اجتماعی استفاده کرده است. در حالی که رومرو فیلم های معروف “استودیویی” مانند این فیلم ، “میمون می درخشد” و “Creepshow” را ساخته است (نام چند مورد) ، میراث او بیشتر مربوط به نحوه ساخت یک زامبی از دهه 1960 است که منعکس کننده طبیعت نگران کننده رفتار انسان.

در حالی که “شب مردگان زنده” و فیلم های زامبی رومرو که پس از آن پر از اجساد پیاده روی ، آدم خواری و تصاویر غریب است ، هر یک از این فیلم ها نظرات رومرو را منعکس می کند و تفسیرهای اجتماعی واضحی را ارائه می دهد

“نیمه تاریک” که قربانی ورشکستگی اوریون پیکچرز بود ، در سال 1991 تکمیل شد ، اما سرانجام در بهار سال 1993 با کمی تبلیغ به سینماها آمد. همان سرنوشتی که فیلمهای بسیار مورد انتظار اوریون خیلی دیرتر و بدون هیچ چیز زیادی به آن رسیدند fanfare ، همچنین توسط “جویکا لانژ” برنده اسکار “آسمان آبی” ، یک وسیله نقلیه فراموش شده برد پیت به نام “The Favor” ، “سایه ها و مه” وودی آلن و “RoboCop 3” روبرو شد.

فیلم رومرو در همان سال با عنوان “چیزهای ضروری” ناهموار اما هیجان انگیز و به همان اندازه دست کم گرفته شد ، به سرعت از سینماها عبور کرد (همانند “چیزهای ضروری”). در حالی که به ناحق هرگز در بحث از فیلمهای بزرگ استیون کینگ ذکر نشده است ، این یک اثر کاملاً کم ارزش و یکی از بهترین فیلمهای غیر زامبی رومرو است.

پاسخی بگذارید