چرا ژانر Mashup ‘The Cell’ هنوز 20 سال بعد ما را هیجان زده می کند

بیست سال پیش ، سینمای New Line که زمانی مستقل بود (اکنون متعلق به برادران وارنر است) های هنری گران قیمتی را برای مخاطبان اصلی جریان ساخت.

در حالی که این استودیو یک سال با رونمایی از سه گانه “ارباب حلقه ها” تغییر دهنده بازی فاصله داشت ، آنها در کنار نمایشگاه اصلی جریان اصلی انبوه کارت های وحشی خلاقانه داشتند.

اجرای فیلم های قابل توجه و کاملاً شخصی آنها اثرگذار بود:

  • دیوید فینچر “هفت” (1995)
  • “الکس پرویا” “شهر تاریک” (1998)
  • “Pleasantville” گری راس (1998)
  • “ماگنولیا” پل توماس اندرسون (1999)

از جمله غافلگیرکننده ترین و عجیب ترین این 20 اواخرهفتم آثار کلاسیک قرن حاضر در استودیو ، Tarsem Singh’s “The Cell” است ، یک تریلر قاتل زنجیره ای با یک داستان علمی تخیلی جدید ، یک ترس از داستان افسانه ای و یک نگاه کاملا تئاتر و باروک.

جنیفر لوپز (بدطبقه اما به طریقی هنوز هم افسونگر) در نقش كاترین ، یك روانشناس كودك كه یك آزمایش علمی انقلابی را انجام می دهد ، بازی می كند. کاترین با ورود به رویاهای مشتری خود به یک کودک آشفته کمک می کند. کاترین با پوشیدن کت و شلوار قرمز تنگ پوست ، معلق در هوا و استفاده از فناوری شبیه واقعیت مجازی ، در تلاش است تا با پسر جوانی در کما ارتباط برقرار کند ، که دوست خیالی ترسناک او مدام جلسات خود را قطع می کند.

در همین حال ، یک قاتل زنجیره ای به نام کارل رودولف استارگر (وینسنت د اونوفریو) ، دختر جوان دیگری را نیز ربوده است که قصد دارد از راه های روحی غیرمعمول و واقعاً ناپسند ، روانی و شکنجه کند.

یک مأمور باهوش FBI (وینس وان) موفق می شود کارل را ردیابی کند اما با قاتل ناگهانی در کما ، راهی برای دانستن جایی که طعمه های خود را گروگان می گیرد وجود ندارد. توانایی کاترین در دستیابی به بیماران در ضمیر ناخودآگاه اصلی او را به عنوان کاندیدای اصلی برای ورود به یک قاتل زنجیره ای برای نجات یک قربانی آینده در آورده است.

فیلم مرتبط  Snoop Dogg محافظه کاران برجسته سیاه را "دسته Coon" می نامد

بازی مثل یک تلاقی بین “سکوت بره ها” و “یک کابوس در خیابان نارون” (یا “ماتریکس اگر توسط الخاندرو جودوروسکی کارگردانی شود) ،” سلول “در دسته فیلم های قاتل زنجیره ای شلوغ در سال 2000 ، با ادغام ژانرها و اجازه دادن به فیلمساز برای هجوم بصری خود ، تأثیر قابل توجهی ایجاد کرد.

سینگ از تصاویری استفاده می کند که آثار هنری معاصر و کلاسیک را شامل می شود ، صحنه ها را دقیقاً از یک ویدیوی MTV (به یاد داشته باشید ، وی کارگردانی “از دست دادن دین من” از R.E.M.) و تصاویر کاملاً سورئالیستی است که هم لوئیز بانوئل و هم ژرژ ملیس را نشان می دهد.

این فیلمنامه مانند اندرو کوین واکر با لوئیس کارول تلاقی می کند ، و تارسم از تصاویر هنری معاصر و کلاسیک استفاده می کند.

در حالی که قاتل زنجیره ای در اینجا برخلاف قاتل اصلی “سکوت بره ها” نیست ، اما آنها ویژگی های جالبی دارند. از آنجایی که بوفالو بیل تد لوین مرتکب جنایات ناشایست شد ، تب و تاب زنانه ای را نشان داد (که فیلم را با فعالان LGBTQ به سختی درگیر کرد) و صاحب یک سگ کوچک به نام “گرانبها” شد ، قاتل D’Onofrio به عنوان دگرجنسگرایی تعریف می شود ، اما همچنین دارای یک آلبینو شیرین است. سگی که همیشه در کنارش است و جنایاتی با ماهیت جنسی و همچنین سادیستی انجام می دهد.

او همچنین خود را در هوای معلق با قلاب هایی که به پشتش کاشته شده است معلق می کند در حالی که هیچ اهمیتی ندارد. این ناخالص است و فیلم در ماهیت S&M گرایشات قاتل فرو می رود.

خوشبختانه خیلی بیشتر از آنچه نشان داده شده پیشنهاد شده است.

دشوارترین لحظات در واقع صوت فیلم مربوط به فیلمبرداری استارگر از قربانیان به دام افتاده او است. برای تمام عناصر خیالی موجود ، واقعیت وحشتناک زندگی در معرض خطر هرگز نادیده گرفته نمی شود.

فیلم مرتبط  پیش پرده مستند خودکاوی 'Shawn Mendes: In Wonder'

“سلول” ظالمانه ، تکان دهنده و مهیج است. مانند نمره شلوغ هوارد شور ، گاهی اوقات بسیار هیجان انگیز ، دارای بافتی عمیق و کمی است. وقتی اواخر تابستان سال 2000 آن را گرفتم ، با تصاویر خسته کننده و احمقانه خاموش شدم.

امروز هنوز حیله گرانه و احمقانه است اما به شکلی که نوع نمایش و شکوه سینمایی را در آثار جولی تیمور نشان می دهد. در واقع ، تجربه قبلی تارسم به عنوان یک تجسمی تصویری موسیقی مشهود است ، اما او همچنین اولین نمایش های خیره کننده و تخیل افسارگسیخته فیلم خود را به خصوص برای این سبک نادر می دهد.

کاش لوپز هنوز هم اینگونه فیلم ها را می ساخت. وی به دنبال ریتم های استری اسکند ، “The Wedding Planner” و “Maid in Manhattan” ، بیشتر از ساخت درام های دیگر اجتناب می کرد (جدا از بازی اخیرش ، مشهورترین رقص قطبی سینما).

مرتبط با بررسی HiT ‘Hustlers’

لازم به یادآوری است که لوپز کار خود را با چرخش های خوب برای باب رافلسون (“خون و شراب”) ، الیور استون (“چرخش U”) و استیون سودربرگ (“خارج از دید”) آغاز کرد ، و این ، علیرغم مقام او به عنوان ستاره پاپ ، او در واقع یک بازیگر چشمگیر است.

در اینجا ، تصمیم او برای بازی در نقش كاترین ، كه بیشتر شبیه یك پرستار بچه اختصاصی است تا روانشناس تحسین شده ، كاملاً با هم ارتباط برقرار نمی كند ، اما او هنوز هم به نوعی چشمگیر و خوشایند در این نقش است.

واون در اینجا بسیار خوب است ، زیرا او بدون داشتن خلبان خودکار و با دهان موتوری که در بهترین و بدترین وسایل نقلیه کمدی او حضور دارد ، به دنبال یک نقش نمایشی می رود. او در این مرحله از کار خود تریلرهای تاریکی زیادی را انجام می داد که با “Old School” (2003) و “Dodgeball” (2004) به حالت کمدی درآمد.

فیلم مرتبط  اولین تیزر سریال ترسناک ترسناک "Welcome to the Blumhouse"

فقط اخیراً او به درام بازگشته است که خوشبختانه است.

او دمدمی مزاج است اما در “سلول” فرماندهی می کند و بهترین بازی را در این فیلم ارائه می دهد. سپس D’Onofrio است ، که بدون ترس و تردید به شخصیتی متعهد می شود که برای بازی کردن باید اعصاب واقعی او را گرفته باشد.

با موفقیت قابل توجه هنگام اکران ، “سلول” زمینه ساز این شد که تارسم در ساخت “سقوط” (2006) ، اپوس بزرگ سال خود در ساخت ، که من آن را “ماجراهای بارون مونهاوزن” توصیف می کنم “با” داستان پایان ناپذیر ؛ ” این شاهکار او است ، کاری با یک مرکز انسانی که با تصاویر واقعاً حیرت انگیز مطابقت دارد.

بعد از آن “Immortals” (2011) ، بزرگترین موفقیت تجاری او دنبال شد ، اگرچه “300” فقط یکبار ارزش دیدن دارد و نه چیز دیگری. دو فیلم آخر تارسم ، “Mirror Mirror” (2012) با جولیا رابرتز و فیلم علمی تخیلی فراموش نشدنی Ryan Reynolds “Self / less” (2015) ، بیش از حد تجاری بودند و فاقد آتش درونی او بودند (دومی به خصوص خالی از لطف است) لمس های نویسنده او)

به تازگی ، تارسم مسئول موزیک ویدیو “911” لیدی گاگا است که یک ماه پیش منتشر شده است.

این مناظر وی از لباسهای عجیب ، چشم اندازهای گسترده صحرا و دوگانگی شخصیت موجود در “سلول” و “سقوط” برخوردار است. این کار را به Tarsem بسپارید تا سرانجام در قالب یک ویدیوی لیدی گاگا ، پیگیری قابل توجه و شایسته ای (چه از نظر موضوعی و چه در ارائه) بهترین فیلم هایش را شکل دهد.

“سلول” یک صحنه واقعی در ژانر هیجان انگیز قاتل سریالی است که بیش از حد پر شده است ، که در آن به یک پیشگام وحشی و مبهم توسط یک فیلمساز درخشان نوآوری بدون فیلتر داده می شود.

پاسخی بگذارید