چگونه “شخصی شخصی من آیداهو” مخالف کنوانسیون های هالیوود

“گاد ون سانت شخصی من آیداهو” با تعریف وبروستر از مواد مخدر گشود.

این اولین و به دور از آخرین لمس بی نظیر در فیلم Van Sant است. ما با مایک (رودخانه ققنوس) آشنا می شویم ، یک راننده و سر و صدا ، که در کنار یک جاده طولانی ایستاده است ، در مورد زیبایی های آن فکر می کند و به این فکر می کند که آیا او قبلاً تاکنون از این مسیر پایین نیامده است یا خیر. narcolepsy مایک به داخل لگد می زند و او به سرعت در خواب است در آسفالت خوابیده است.

این نخستین باری نیست که شخصیت ناخودآگاه ناگهان در معرض خطر بزرگی قرار می گیرد ، زیرا امیدواریم هرکس او را کشف کند از او بیدار می شود و از او بیدار می شود. ققنوس به عنوان یک فرد “منتظر گدوت” در گشوده می شود ، و سفر او دارای یک مسیر چرخه ای است.

بعداً او با اسکات (کیانو ریوز) ملاقات می کند که مانند مایک نیز برای پول تجارت جنسی می کند و به نظر می رسد همیشه خود را در معرض خطر قرار می دهد. با این حال ، بر خلاف مایک ، که در جستجوی پیوستن به اتحاد با مادرش است ، اسکات فرزند یک سیاستمدار قدرتمند است که در تلاش است تا راههای وحشی پسرش را پیدا کند و مرتب کند.

مانند یک شعر یا یک آهنگ باب دیلن اولیه ، وضوح تصویری وجود دارد ، غنی از قصد و واقعیت مبتنی بر آن ، حتی وقتی که بینش های غریب و سورئال به هم می چرخند. صحنه های جنسی بیش از آنکه به صورت گرافیکی نشان داده شود ، پیشنهاد می شوند ، زیرا ون سانت آشکارا آشکار است ، اما از خویشتن داری و تصاویر شبیه به رویا با ویژگی های استعاره ای نشان می دهد.

به عنوان مثال ، در صحنه های تأسیس ، جایی که مایک از خواب بیدار می شود تا در یک رابطه جنسی با یک مشتری پیدا شود ، وان سانت عکس هایی از ققنوس را می بیند که در حال جهش ماهی است و خانه ای که از آسمان روی جاده آسفالت می گذارد.

بعداً ، به جای صحنه های جنسی ، ون سانت بازیگرانش را در موقعیت های جنسی با یکدیگر نشان می دهد و یخ می زند ، زیرا دوربین به طور خلاصه این را ضبط می کند (در ابتدا به نظر می رسد مانند یک قاب متوقف شده است ، تا زمانی که توجه کنیم بازیگران به راحتی تظاهر می کنند). به موقع یخ زده)

فیلم مرتبط  ترامپ هاتتر مایکل راپاپورت برای بازیگری در نقش بازیگران ایستاد

در اوایل ، صحنه ای رخ می دهد که ققنوس و ریوز در یک ناهارخوری با هم مکالمه می کنند ، که از بیرون پنجره شیشه ای می بینیم قبل از اینکه ون سانت اجازه دهد به ما اجازه دهد. روی جعبه جعبه. این ترکیب ، متن ترانه های دلپذیر که وقتی داستانهای واقعی و دردناک مردانی را که در جاده بی رحمانه هستند به خاطر همجنسگرایی وحشیانه می شوند ، پخش می کند ، تنها یک نمونه از دلسوزی فیلم برای موضوعاتش است.

مرتبط: چرا موضوعات بازنگری “روانشناختی” گوس ون سانت. واقعاً

اشتباه نکنید ، این فیلمی است درمورد روسپی های مرد ، سبک زندگی خود مخرب آنها و مشکلی که روزانه در آنها پیدا می شود ، اما ون سانت برای همه آنها همدلی دارد. در حالی که فیلم دارای قلاب حسی است ، اما سوءاستفاده نیست. نشانه ای در اواخر فیلم ظاهر می شود که نشان می دهد چگونه ون سانت می خواهد مخاطب خود را از طریق همدلی بتواند این شخصیت ها را ببیند: “هشدار به گردشگران – از بومیان خنده نکنید.”

یک سابقه قبلی سینمایی “گاوچران نیمه شب” جان شلینگر ، همچنین در مورد رابطه دو هوستر خیابانی است. هر دو فیلم برای دوست داشتن شخصیت هایشان استثنایی هستند ، حتی به عنوان سفرشان دلهره آور است و سرنوشت آنها ناعادلانه است.

امروز ، احتمالاً به دلیل بازیگران مستقیم در نقش روسپیان دوجنسگرا سؤال خواهد شد …

بعداً ، مایک و اسکات ، که بهترین دوستان هستند و اغلب با هم سفر می کنند ، با باب اتحاد می کنند (با بازی ویلیام ریشتر ، نویسنده / فیلمساز که قبلاً کارگردانی ققنوس را در فیلم “یک شب در زندگی جیمی راردون” انجام داده بود). در طی این سکانس طولانی (و چند نفر دیگر در عمل نهایی) ، زبان به پنج ضلعی iambic تبدیل می شود و داستان ، اگرچه هنوز هم در دوران معاصر تنظیم شده است ، از نظر بیرونی “ریچارد دوم” ویلیام شکسپیر می شود.

تا این مرحله (که دومین اثر فیلم را معرفی می کند) ، فیلم ون سانت احساس یک رویا زنده است ، البته با دوزهای شدید از واقعیت و دید دردناک از مبارزات جوانی. به همان اندازه سوررئال ، این تنظیمات لمس می شوند و بازیگران جوان همیشه معتبر به نظر می رسند.

فیلم مرتبط  بررسی کامل فیلم Gulabo Sitabo (آمازون نخست) - فیلم های آنلاین را تماشا کنید

یک سوال از ادراک (ذهن مخاطب و شخصیت ها) وجود دارد که باید در نظر بگیرد: می توان پیشنهاد کرد که همه چیز لزوماً به شکلی که ما می بینیم اتفاق نمی افتد ، زیرا زندگی نیمه بیدار مایک با رویاهایی که به نظر می رسد سرخ است. با واقعیت او آمیخته است (از این رو ، دنباله “ریچارد دوم”).

از بعضی جهات ، سفر شخصیت شخصیت ققنوس شبیه به بازگو کردن فریبنده “جادوگر اوز” است ، زیرا زندگی او گردبادی است که او را از یک جهان به جهان دیگر می کشد و هر کس با او روبرو شود یا یک مسافر بالقوه است ، تهدید یا هر دو.

در سراسر ، مانند برادر مایک (بازیگر شخصیت عالی و کم تحسین شده جیمز روسو) که پرتره های ناخوشایند افرادی را که نقاشی می کند ، حفظ می کند ، لمس های خاص وجود دارد. جزئیاتی از این دست احساس می کنند که با گذشت زمان توسط ون سانت جمع آوری شده است.

“Dogfight” ، ققنوس ، بهترین فیلم او و داستان محبوب عشق مطلق فیلم آمریکایی من ، در همان سال با این فیلم اکران شد. هرکسی که به عنوان یک بازیگر نمونه ای از قدرت ققنوس را جستجو می کند ، فقط باید این دو فیلم را تماشا کند ، که در آن او دو مرد جوان ساکن است که احتمالاً نمی توانند متفاوت تر باشند.

از دست دادن ققنوس در سال 1993 یک فاجعه ویرانگر بود ، زیرا او به وضوح یکی از شجاع ترین ، پویاترین ، زیبا و نمونه ترین بازیگران جوان بود.

ریوز در اینجا دوره سخت و دلتنگی را پشت سر گذاشت ، گاهی اوقات در فیلم های بزرگی ظاهر شد (مانند “دراکولا برام استوکر”) که در آن قسمت اشتباه کرد یا در نقش های کوچکتر در فیلم های بزرگ می درخشید. این بازیگر به همان اندازه یک مسافر سینمایی است که اسکات جمع کننده تجربیات زندگی است.

برای اسکات پیچیدگی وجود دارد که ریوز به آن چسبیده است ، زیرا آگاهی او که کاملاً پنهان است و در اینجا وجود ندارد ، او را به یک گردشگر در زندگی هولناک تبدیل می کند که به نظر می رسد مایک هرگز نمی تواند پشت خود را روشن کند. Udo Kier (که چهار سال بعد در “جانی مونمونئیک” ریوز ظاهر شد) به عنوان یک جان که در سفر گسترده جاده مایک و اسکات ظاهر می شود ، فوق العاده است.

فیلم مرتبط  Roberta Colindrez در تریلر فیلم Drama About Dying 'Mrs. نور سفید "

فیلم سینمایی گی (یا Queer Film یا LGBTQ Cinema یا با این وجود کسی را برای تعریف آن انتخاب می کند) بر اساس فیلم های استودیویی اصلی مانند “Philadelphia” یا “Brokeback Mountain” ساخته نشده است ، بلکه بر روی آثار با تقصیر سینمایی ساخته شده است ، مانند این.

با یافتن راه خود به سینماها بین اکران نورمن رنه “همراهی طولانی” (1990) و فیلم “پایان زندگی” گرگ اراکی (1992) ، فیلم ون سانت اغلب به عنوان یک اثر مهم از یک فیلمساز همجنسگرا استناد می شود ، به ما نشان می دهد دنیایی که ، خارج از فیلم های مستند (مانند “Streetwise” عالی مارتین بل از سال 1984) ، به ندرت در یک تصویر متحرک با ستاره های فیلم قابل تشخیص به تصویر کشیده می شد.

صحنه ای که مایک و اسکات با یکدیگر در یک اردوگاه به اشتراک می گذارند و مایک ، از طریق عملکرد طبیعی و بی نظیر ققنوس ، تصدیق می کند که عاشق اسکات ، بهترین دوست او ، پیروز ترین فیلم است. ون سانت اعتراف کرده است که این بخش توسط شخص دیگری به جز ققنوس نوشته نشده است.

“My Own Private Idaho” هرگز به معنای اصلی جریان نبود ، اگرچه بازیگری این دو مسیر ممکن است غیر از این باشد. امروز ، احتمالاً برای بازیگران دو صراط مستقیم در نقش روسپی های دوجنسگرا مورد سؤال قرار می گیرد ، یا حتی به خاطر آمیختگی بی نظیر آن از شیک های عجیب و غریب در تضاد با صحنه های ناامید کننده ، بی خانمان و بی رحمانه ، مورد تعقیب قرار می گیرد.

اشتباه نکنید – ون سانت ممکن است بینایی شگرف داشته باشد ، اما او هیچ یک از این موارد را آب نمی کند. فیلم ون سان بی باک ، عمیقاً احساس و همیشه شانس دارد.

این یکی از اصلی ترین فیلم های دهه 1990 است ، اثری که برای کسانی که خودشان را می فروشند برای زنده ماندن درد می کند و به کسانی که می توانند کمک کنند اما نتوانند کمک کنند ، توجه جدی می کند. به عنوان ویترینی برای دو بازیگر خارق العاده و نمادین و یک فیلمساز که نگاهش به زندگی هر دو در فیلم سینمایی بیش از حد غرق است اما با نگاهی مستند روبرو می شود ، این یک نقطه عطف است.

پاسخی بگذارید