10 صحنه عالی فیلم انزوای اجتماعی

همه گیری پایان ناپذیر درک عمیق تری از انزوای اجتماعی و خویشاوندی با شخصیت های خیالی را تجربه کرده است.

به راحتی می توان گفت که همه ما آماده به پایان رسیدن این مسئله هستیم (در واقع ، این ممکن است دست کم سال باشد).

در این بین ، ما می توانیم با لذت بردن از فیلم هایی درباره شخصیت هایی که چیزی شبیه به آن را پشت سر می گذارند (اگر کمی نمایشی تر باشد) راحت باشیم. بنابراین با توجه به این موضوع ، در اینجا 10 صحنه به یاد ماندنی فیلم انزوای اجتماعی آورده شده است که می توانیم عمیق تر به این روزهای قفل ربط دهیم.

(هشدار ، چندین اسپویلر پیش رو!)

“من افسانه هستم” – “لطفا به من سلام کنید”

در سومین اقتباس فیلم از رمان ریچارد ماتسون ، ویل اسمیت در نقش دانشمند نظامی رابرت نویل ، آخرین ساکن انسانی پس از آخرالزمان شهر نیویورک (و شاید جهان) بازی می کند.

نویل که در خانه ای امن و ایمن با تنها همراه خود ، یک ژرمن شپارد وفادار زندگی می کرد ، وقت خود را می گذراند و غذا جمع می کند ، از شهر به عنوان زمین بازی استفاده می کند و سعی می کند درمانی برای بیماری که انسان را به هیولاهای خشن و شبانه تبدیل کرده است پیدا کند.

این روال او را برای مدتی سالم نگه می دارد ، اما پس از از دست دادن همراه سگ خود ، درک اینکه او واقعاً تنها است باعث می شود که امید او از بین برود و سرانجام سد سلامت عقل او را بشکند. او به سبک معمولی هالیوود “ضربه محکم و ناگهانی” نمی زند ، اما در عوض ذهنش را در یک صحنه دلخراش از دست می دهد که به یک مانکن التماس می کند با او صحبت کند.

سکوتی که در پاسخ دریافت می کند بیش از آن است که تحمل کند.

بسیاری از بینندگان با این فیلم مشکل داشتند ، به ویژه یک پایان متصل شده از داستان ماتسون برای قهرمانانه نشان دادن شخصیت اسمیت. اما نیمه اول یک نگاه غیر قابل انکار قدرتمند است که نشان می دهد چگونه تنهایی زندگی در قرنطینه می تواند سلامت روانی ما را از بین ببرد ، که با عملکرد عالی اسمیت نشان داده شده است.

‘The Hurricane’ – سلول انفرادی

درام تاریخی کارگردان Norman Jewison با یادآوری روبن “طوفان” کارتر ، بوکسور زندانی دروغین ، این روزها تا حد زیادی فراموش شده است. شاید این امر به دلیل تقریباً هر آنچه در آن به تصویر کشیده شده بود ، دروغ بود که هالیوود روایت “همه آن زمان نژادپرست بودند” را تحت فشار قرار دهد. اما حتی به عنوان یک اثر داستانی ، جنبه هایی از این فیلم وجود دارد که قابل تقدیر است ، از بازی با شکوه نقش اول Denzel Washington در نقش کارتر شروع می شود.

این یک نمونه کتاب درسی است که نشان می دهد چگونه یک بازیگر بزرگ می تواند از فیلمی که در آن قرار دارد فراتر رود و ارزش تماشای آن را به تنهایی بدهد. در طول فیلم ، عصبانیت کارتر را که به سختی سرکوب شده است ، در حبس شدن برای جرمی که مرتکب نشده است ، احساس می کنیم. این تهدید به از بین بردن انسانیت و همچنین آزادی او است.

این نمونه در هیچ كجا بهتر از صحنه ای نیست كه وی برای مدت طولانی در سلول انفرادی باشد. خود به خود در تاریکی گیر کرده ، روز به روز و بدون هیچ ارتباط انسانی ، ما شاهد این هستیم که او ناامیدانه تلاش می کند تا درک واقعیت را حفظ کند. او با خودش صحبت می کند ، اساساً خودش مایل است که به نوعی آن را حفظ کند.

این یک نگاه هولناک است که چگونه انزوا و ناامیدی می تواند بر وضعیت روحی ما تأثیر بگذارد ، اگر کنترل نشود. و واشنگتن آن را کاملا می فروشد.

‘Flushed Away’ – Roddy’s Home Routine

از طرف دیگر ، تنها بودن همیشه نباید روح شما را خرد کند. در واقع ، همانطور که “Flushed Away” نشان می دهد ، با داشتن برخی منابع و کمی خلاقیت ، می تواند یک تن از سرگرمی ها باشد.

تلنگر متحرک حواس پرتی شامل یک موش حیوان خانگی نازپرورده به نام رودی (هیو جکمن) می شود که با راحت شدن در توالت ، زندگی راحت او قطع می شود. او اکنون باید با جوندگان طبقه کارگر که آن را خانه می نامند ، از یک راهپیمایی ناخوشایند و خطرناک در فاضلاب عبور کند.

اما قبل از اینکه ماجراجویی اصلی شروع شود ، ما یک سکانس افتتاحیه عالی را پذیرایی می کنیم که در آن می بینیم که چگونه حیوان خانگی که اغلب مورد غفلت واقع شده است ، زندگی تنها خود را با همه چیز ، از یک بازی والیبال تا قرار ملاقات با عروسک باربی ، پر می کند ، همه با بدلیلی به بیلی آیدول تبدیل می شود “رقصیدن با خودم.”

این یک مونتاژ پر جنب و جوش و سرگرم کننده است ، البته یکی با زیر جریان غم انگیز که به ما اجازه می دهد تا بفهمیم چقدر رودی به همراهی واقعی علاقه دارد. مطمئناً ، با بازی در یک قرار عاشقانه و یک روز دوستانه سرگرم کننده با دسته ای از عروسک ها می توانید یک انفجار بزرگ باشید ، اما در واقع سوراخ درون را برطرف نمی کند. هنوز هم ، شما باید به Roddy اعتبار دهید تا بهترین چیزها را ببرد و اوقات خوبی را سپری کند.

فیلم مرتبط  دانلود قسمت اول سریال آقازاده

‘Ant-Man and the Wasp’ – دستگیری خانه اسکات

“Ant-Man and the Wasp” با ورود جزئی اما سرگرم کننده در MCU ، بازگشت شاداب به داستان پردازی سبک تر مارول پس از شدت فیلم “انتقام جویان: جنگ بی نهایت” را ارائه داد. این را قهرمان خود ، اسکات لانگ AKA Ant-Man (پل رود) و این سکانس افتتاحیه سرگرم کننده ، بهترین نمونه را نشان می دهد.

مانند “Flushed Away” فوق الذکر ، فیلم با به دام افتادن قهرمان خود در خانه آغاز می شود (او پس از جانبداری از کاپیتان آمریکا در “جنگ داخلی” به حبس خانگی محدود شد). مونتاژی از او که می خواهد به هر طریقی که می تواند زمان را به تنهایی بگذراند. بر خلاف موش متحرک در “Flushed Away” ، اسکات سعی نمی کند تنهایی را از بین ببرد ، فقط کسالت را بر عهده دارد.

او به تنها بودن عادت کرده است (بالاخره او یک محکوم سابق است) ، اما پس از چشیدن هیجان و عمل ابرقهرمانی بودن ، گیر افتادن در یک خانه به تنهایی تقریباً به اندازه بازگشت به زندان خسته کننده به نظر می رسد ، حتی اگر خیلی راحت تره

مانند فیلمی که در آن حضور دارد ، صحنه بی نتیجه اما سرگرم کننده است ، یک مونتاژ کوچک سرگرم کننده که از جذابیت طبیعی و استعداد کمدی رود رد می شود (شخصیت او تنها قهرمان جهان سینمایی مارول است که یک پسر واقعا خوب است). این سکانس متناسب با آهنگ “بیا ، خوشحال شو” از The Partridge Family هم آواز است.

برای طرفداران هنوز هم با پایان “جنگ بی نهایت” خشمگین شده بودند ، این دقیقاً انتخابی بود که آنها به آن نیاز داشتند. (به علاوه ، این به ما در مورد جنبه های عملی چیزهایی مانند نحوه استحمام در حالی که مانیتور مچ پا را می پوشید ، چیزی است که من واقعاً هرگز به آن توجه نکرده بودم.) و برای کسانی که هنوز تلاش می کنیم با سلامت عقل خود از سال 2020 عبور کنیم ، این یک یادآوری خوب است که قرنطینه حداقل می تواند سرگرم کننده باشد.

‘WALL-E’ – فقط روز کاری دیگر

برای آنچه که باید دلگیرترین فیلم Pixar باشد ، “WALL-E” با یک یادداشت فریبنده و سبک آغاز می شود ، ربات تیتراژ آن روز کاری خود را سپری می کند ، زباله ها را با نشاط تمیز می کند و برای دفع آینده ذخیره می کند.

با این حال ، نگرش خوش شانس او ​​تمام جهل سعادت است ، زیرا او تصویر بزرگتری را درک نمی کند. او تنها ساکن (غیر از سوسکی است که با او دوست شده است) یک زمین پس از آخرالزمانی است که توسط آلودگی و جمعیت بیش از حد خراب شده است.

مانند بسیاری از ما که در حال حاضر به طور جداگانه در خانه کار می کنیم ، او آرامش موقت در کارهای روزمره خود پیدا کرده است ، اما این یک جایگزین ضعیف برای معنای واقعی و همراهی است که وجود او فاقد آن است.

سرانجام ، حباب انزوای شاد او هنگامی که به طور غیر منتظره ای با یک ربات دیگر ، یک مدل زن به نام EVE ، که به دنبال نشانه هایی از زندگی جدید به زمین آمده است ، سوراخ می شود. احساساتی که WALL-E برای او ایجاد می کند – همراهی و چیزی شبیه عشق – او را بیدار می کند هم به درک واقعی زندگی و هم به خاطر این واقعیت ناراحت کننده که او یک دندان بی اهمیت در دستگاهی است که کاملاً او را فراموش کرده است.

از طریق EVE ، او با آخرین بازماندگان نسل بشر ارتباط برقرار می کند (با تجمل گرایی از طریق کامپیوتر در حالی که مدتها منتظر بازگشت آنها به زمین است ، بر فراز این سیاره می چرخد) ، و هم با خطر و هم با فرصت جنگ با نیروهای تاریکی که نگه داشتن انسانها در بردگی راحت خود.

در میان قهرمان دوست داشتنی فیلم ، تصاویر واضح و سناریوی آخرالزمانی مسلماً گمراه شده ، پیامی در مورد چگونگی معنای واقعی زندگی ما زمانی وجود دارد که بتوانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم.

آن مضمون این روزها طنین ویژه ای دارد.

‘Dawn of the Dead’ – میادین هالیوود

در قفل کردن ، کاملاً ضروری است که به هر طریقی سرگرم شوید. پس از همه ، همانطور که جیمی بافت شاعر مهم حزب گفت ، “اگر نمی توانستیم بخندیم ، همه دیوانه می شویم.”

بازسازی عالی “Dawn of the Dead” زاک اسنایدر در سال 2004 یک داستان آخرالزمانی خونین و بدبخت زامبی را برای قرن بیست و یکم تصور کرد که بسیاری از زمینه های موضوعی جالب را در میان ترس و خونریزی پوشش داده است.

و یکی از موضوعات اصلی مورد بررسی این بود که افرادی که برای جلوگیری از تهدید خارجی محصور شده اند ، می توانند توسط یک تهدید داخلی و به همان اندازه خطرناک تهدید شوند: دیوانگی. قبل از شروع به از دست دادن افراد ، فقط بدون امید می توانند در آن محاصره شوند. همانطور که شخصیت وینگ رامز بیان می کند ، “برخی چیزهای بدتر از مرگ وجود دارد ، و یکی از آنها اینجا نشسته و منتظر مرگ است.”

فیلم مرتبط  تریلر جدید داستان عشق 'ستاره دریایی' با بازی تام رایلی و جوآن فروگات

یکی از راه های حفظ منطق شخصیت های DotD این است که در آخرالزمان زامبی به آنچه برای تفریح ​​می گذرد بپردازند. در این حالت ، این بدان معناست که با یک تفنگ روی پشت بام می نشینید و یک بازی کثیف از “میدان های هالیوود” را بازی می کنید ، که در آن آنها زامبی هایی شبیه افراد مشهور را شلیک می کنند.

این یک صحنه کمیک شگفت انگیز و تاریک است که باعث می شود وجدان گروه ، آنا (سارا پولی) ، س toال کند که بقیه دوران بازماندگان چقدر بد بوده اند. اما در واقعیت ، آنچه اتفاق می افتد فقط بسیاری از سرخوردگی های پنهان و پاکسازی شده در یک اقدام خشونت آمیز شریرانه است. در شرایط عادی ممکن است ناراحت کننده به نظر برسد ، اما در آخرالزمان زامبی به اندازه مشت زدن به بالش بی ضرر است.

و هی ، کدام صحنه فیلم دیگر می تواند با قهرمانانش که با خوشرویی به سر Rosie O’Donnell تیراندازی می کنند ، فرار کند؟

“Cast Away” – “من آتش سوزی کردم!”

گاهی اوقات شما فقط باید پیروزی های کوچک زندگی را جشن بگیرید ، به ویژه هنگامی که این پیروزی های کوچک تنها چیزی است که به دست آورده اید. نمونه مورد: این صحنه خارق العاده از “Cast Away” ساخته Robert Zemeckis.

در زمان چرخش ، چاک نولاند (تام هنکس) دچار یک سانحه وحشتناک هواپیما شده ، در یک جزیره خالی از سکنه غرق شده و در تلاش برای فرار از جزیره و زنده ماندن دچار یک سری شکست شده است.

اگر شخصیتی وجود داشته باشد که به شدت به یک پیروزی احتیاج داشته باشد ، این چاک است. بنابراین او عزم خود را برای شروع آتش سوزی قطعی می کند و فاقد کبریت یا هیچ برنامه دیگری برای شروع آتش سوزی ، تصمیم می گیرد این کار را همانگونه که اجداد غارنشین خود انجام دادند ، انجام دهد.

او دو چوب را خیلی خیلی سریع بهم می مالد. هرچند بسیار دشوارتر از آن است که به نظر می رسد.

مانند ادیسون که می خواهد لامپ را اختراع کند ، ما شاهد چاک هستیم که سعی در آتش سوزی می کند ، بارها و بارها شکست می خورد اما تسلیم نمی شود. در یک لحظه او برشها را باز می کند و در حالی که از درد و ناامیدی داد می زند یک والیبال را دور می اندازد.

این امر ناخواسته “شخصیت” ثانویه معروف فیلم ، ویلسون را خلق می کند.

سرانجام ، پس از خون ، عرق و خستگی زیاد ، او جرقه ای ایجاد می کند و اولین آتش خود را می سازد. با خوشحالی این موفقیت ، یک خنده شکم بزرگ را بیرون می کشد ، در اطراف آتش می رقصد و با افتخار به خصوص هیچ کس درباره آنچه که ساخته فریاد می کشد.

برای چاک و تماشاگران بسیار راحت است که او را سرانجام به یک پیروزی می رساند – حتی اگر تماشای جشن او به تنهایی کمی ناراحت کننده باشد.

این سکانس بارقه ای از امید را در درون او روشن می کند که سلام ، با کمی عصبانیت و استقامت ، شاید او بتواند از این مصیبت وحشتناک جان سالم به در ببرد. این لحظه به یاد همه ما دربند و ناامید اکنون می افتد که باید از پیروزی های کوچک لذت ببریم و به آنچه آنها نشان می دهند امید داشته باشیم.

“The Shining” – “چگونه آن را دوست داری؟”

همانطور که در مقاله قبلی بحث شد ، انزوا می تواند ما (یا افراد با ما) را کمی دیوانه کند. آنچه حتی بیشتر از این نگران کننده است ، فهمیدن افرادی است که برای شروع با آنها منزوی هستیم و انزوا بهانه ای برای نشان دادن رنگ واقعی آنها بود.

چگونه برای یک کابوس زنده است؟

کلاسیک ترسناک استنلی کوبریک آن سناریوی دقیق را برای وندی تورانس فقیر (شلی دووال) تصور می کند ، که قبلاً بدترین زمستان زندگی خود را سپری کرده است. او در حالی که خودش و همسرش نویسنده الکلی در حال بهبودی جک (یک جک نیکلسون فراموش نشدنی) به عنوان مراقبان زمستان خود عمل می کنند ، همراه خانواده اش در برف گیر (و بسیار خالی از سکنه) به هتل چشم انداز می کند.

در طول ماه ها وندی مشاهده کرده است که جک به تدریج ذهن خود را از دست می دهد – روندی که روحیه بسیاری باعث هجوم هتل قدیمی می شود – اما همه چیز به سرعت در بدترین صحنه فیلم ، از بد به خیلی بدتر می شود. وندی کشف می کند کتابی که شوهرش در تمام این مدت می نوشت ، چیزی بیش از یک جمله نیست: “همه کارها و بازی ها جک را پسری کسل کننده می کند” ، که بارها و بارها تایپ می شود.

دوول احساس وحشت و ناامیدی وندی را تصرف می کند ، در حالی که متوجه می شود شوهری که در دام او اسیر شده اصلا دیوانه نیست. او در تمام طول این راه بوده است.

حتی بهتر؟ جهت گیری افسانه ای کوبریک ، به علاوه نمره خارش ستون فقرات و خط خنده دار نیکلسون به همسرش ، “چگونه آن را دوست داری؟”

فیلم مرتبط  در اینجا همه آنچه که اشتباه است با جیم گافیگان با عنوان ضد ترامپ است

با افزایش قرنطینه ، و افزایش میزان خودکشی و سو abuse استفاده از شریک زندگی ، مشخص است که این انزوا بدترین وضعیت را در ما به وجود آورده است. همچنین درست است که این ویژگی ها را ایجاد نمی کند بلکه باعث تشدید آنچه در حال حاضر وجود دارد می شود.

‘Repulsion’ – راهرو ترسناک

یک نمونه نادر از داستان انزوای زن محور ، هیجان روانشناختی رومن پولانسکی در اطراف کارول (کاترین دنوو) ، یک جوان مهاجر بلژیکی ساکن لندن به همراه خواهرش است.

کارول ، جوان ، بلوند و زیبا ، مانند نوعی گال به نظر می رسد که هر مردی در طول دهه شصت تابانی بخواهد. او همچنین به دلایلی که هرگز واقعاً توجیه نشده است ، کاملاً از هر دو جنس و مرد وحشت کرده است.

ترکیبی از کمرویی شدید و وضعیت مهاجرتی او باعث می شود که کارول در بهترین روزهای زندگی خود احساس تنهایی کند ، اما وقتی خواهرش برای یک سفر طولانی با دوست پسرش عزیمت می کند ، اوضاع حتی بدتر می شود. کارول از حضور در محل کار خود دست می کشد و به طور موثری در آپارتمان کوچک ، جایی که وضعیت روحی و روانی او از قبل شکننده است شروع می شود و تا حدی آزار دهنده است ، منزوی می شود.

نیمه دوم فیلم یک سفر عجیب و تاریک به سوررئال است زیرا جنون کارول به آرامی و ناگزیر آن را تسخیر می کند. با از بین رفتن عزلت ، ترس غیر منطقی او از تماس با مردان در توهمات عجیب و غریب ظاهر می شود و او را هر چه بیشتر به لبه جنون و خشونت می کشاند تا اینکه سرانجام دست از پا می زند و با سرش از روی آن سقوط می کند.

این امر در هیچ كجا بهتر از صحنه ناراحت كننده ای كه او از راهرویی می گذرد و تصور می كند بازوهای مردی از دیوارها بیرون می آیند تا به سمت او دراز كنند و قوز كنند ، نشان داده نشده است. این فقط یکی از بسیاری از لحظات فوق العاده سورئال است که پولانسکی به سمت ما پرتاب می کند ، یادآوری وحشتناکی از این که یک انزوای طولانی مدت برای یک شخص دشوار است و هیچ کس نمی تواند آنها را زمین نگه دارد.

به یک معنا ، کارول با تنها ماندن در آن آپارتمان دقیقاً همان چیزی را می خواهد که می خواهد ، و این یک نمونه کلاسیک از “مراقب باشید برای چه آرزو می کنید” است.

‘آقای. Mom ‘- “I’m Loss It!”

مایکل کیتون در این مضحکه سال 1983 ثابت کرد که دیوانه شدن در انزوا لزوماً ترسناک نیست. در واقع ، این می تواند خنده دار با صدای بلند خنده دار باشد.

این کمدی که توسط جان هیوز بزرگ نوشته شده است ، کیتون را در نقش جک بازی می کند ، پدری شاغل که پس از اخراج و همسرش (تری گار) تأمین کننده خانه جدید ، باید به خانه داری تبدیل شود. شیفت کاری او را برای مراقبت از خانه و سه بچه خواستگارشان ترک می کند.

این پیش فرض تا حدودی مورخ است ، در حالی که پدرهای خانه نشین در 25 سال گذشته بسیار رایج تر شده اند ، اما هنوز هم یک نگاه بسیار خنده دار از تلاش برای ورود به یک نقش غیر سنتی در زندگی است. در ابتدا جک خوش بین است که قادر خواهد بود از وقت نامطلوب خانه خود نهایت استفاده را ببرد ، اما زندگی او به سرعت به یک آشفتگی آشفته و لغزنده افزایش وزن ، لباس راحت و تلویزیون زیاد تبدیل می شود.

به زودی او توسط استرس ، انزوا و عادت روزمره زندگی جدید خود به نقطه شکست می رسد. (آن دسته از ما که از 9 ماه گذشته در قرنطینه با خانواده خود گیر کرده ایم می توانیم رابطه برقرار کنیم.)

این فیلم لحظات به یادماندنی زیادی دارد (جارو برقی قاتل مورد علاقه شخصی دوران کودکی است) ، اما این کیتون است که واقعاً این اثر را عملی می کند. او انرژی عادی معمول و زمان کمیک خود را به همراه قلب زیادی به نقش تزریق می کند.

در هیچ کجا وضعیت جک را بیشتر از وقتی احساس کنیم که او سرانجام ناامیدی خود را بر سر همسرش با عصبانیتی که هیچ بازیگر دیگری مانند کیتون آن را از بین نبرد ، تحریک می کند. او خطی مانند: “مغز من مانند بلغور جو دوسر است!” به روشی که هم ارزش خنده دارد و هم فریادی ناامیدانه برای کمک.

البته ، این شرایط او را تغییر نمی دهد ، و پیشنهاد همسرش مبنی بر افتخار داشتن در زندگی جدید خانگی ، حداقل تا زمانی که بعداً در فیلم از خواب بیدار شود ، ناشنوا خواهد شد. اما شاید این بهترین کاری باشد که همه ما می توانیم انجام دهیم: بهترین استفاده را از وضعیت فعلی خود و افتخار کردن به هر آنچه می توانیم به دست بیاوریم تا زمانی که تمام این کار به پایان برسد.

اشاره های محترم: “Oldboy” ، “The Martian” ، “Five Feet apart” ، “The Aviator” ، “Rango” ، “Creepshow” و “Moon”.

————————

جیم کالور یکی از مشارکت کنندگان قدیمی وبلاگ Threedonia.com است که اکنون از بین رفته است و می توان او را در هالیوود در Toto Podcast شنید.

پاسخی بگذارید