’12 میمون ‘با بحران فعلی ما صحبت می کند

هنگامی که Coronavirus در ابتدا شروع به گسترش کرد ، بسیاری از افراد این فکر را کردند که چگونه داستان برای چندین دهه به ما چنین هشداری داده است.

ناگهان ، ما مجبور شدیم که با سناریوهایی که به آنها احتیاط کرده ایم را در هر دو نوع علمی تخیلی (“The Andromeda Strain”) یا ترسناک تر غیر داستانی (“منطقه داغ”) هشدار دهیم.

در روزهای اول سفارشات دوری و اجتماعی در منزل ، سؤالی که من بیشتر از دوستان و خانواده می خواهم به دست بیاورم (بعد از اینکه به گذشته می پردازیم “چگونه می ایستید؟” و “آیا خانواده شما خوب است؟” “)” سلام ، شما اخیراً “شیوع بیماری” را مشاهده کرده اید؟ “

یک ثانیه نزدیک؟ “آیا شما دیده اید” آلودگی؟ “ما آن را شب گذشته تماشا کردیم!”

در این مدت تنظیم و حفظ صبر ، برای آسایش ، تأمل ، دلتنگی و الهام به هنر فیلم روی آورده ام. به همین دلیل است که من از فیلم هایی مانند “شیوع بیماری؛” من را در سال 1995 ترساند ، من از آن زمان تاکنون آن را ندیده ام و می دانم که اکنون آماده نیستم که به آن تجدید نظر بدهم.

Ditto “مسری”

مشاهده نسخه های افراطی انسانی در هالیوود که با شیوع ویروسی مواجه هستند در حال حاضر (شاید بعداً) در لیست کارهای من زیاد نباشد.

از طرف دیگر ، من به “12 میمون” تری گلیام جلب شدم ، که ارائه نمی دهد صعود ارزان قیمت (یا هر بالابر) یا وضوح خوش بینانه. این پایان نمی یابد که داستین هافمن یک میمون دردسرساز یا مت دیمون را ردیابی کند و به دخترش اجازه دهد تا از پسران خود فاصله بگذارد ، در حالی که U2 در موسیقی متن فیلم صعود می کند.

با وجود این که فیلم جیلیام بسیار ناخوشایند ، غیر قابل انعطاف پذیر و ویران کننده است ، اما به نظر می رسد به همان اندازه که به یاد می آورم جذاب است اما روشنگری است. این فیلم در جستجوی حقیقت ، ارزش زندگی انسان است و هر نفسی از زندگی را که در اختیار ما قرار گرفته است و تلاش می کند تا به بهترینها برسد ، حتی اگر نتیجه اجتناب ناپذیر به نظر برسد ، زیرا چنین است.

“12 میمون” شاهکار در سال 1995 بود. امروز ، این یک ادعای عجیب و غریب برای درک است.

فیلم گیلیام در سال 2035 ساخته شده است. با این کارت عنوان Dour شروع می شود:

وی گفت: “پنج میلیارد نفر در سال 1997 بر اثر ویروس جان خود را از دست می دهند.
بازماندگان سطح سیاره را رها می کنند.
یک بار دیگر ، حیوانات بر زمین حکومت خواهند کرد. “

نکته منفی این است که بشر به نظر می رسد که محکوم به فنا باشد. به نظر می رسد که مسکن زیرزمینی جهان از یک قراضه ساخته شده است ، به نظر می رسد که بقایای هر فروشگاه پرشکوه برای جمع آوری یک جامعه سازگار ساخته شده است. به نظر می رسد کثیف ، غیر بهداشتی و بد بو است. صعود این است که سفر زمانی اختراع شده است و تلاش می شود شخصی به گذشته اعزام شود ، اطلاعات حیاتی کسب کند و در صورت موفقیت همه ، آینده را نجات دهد.

بروس ویلیس به عنوان جیمز کول ، زندانی در این جامعه ، به طور تصادفی انتخاب شد تا به سال 1996 برگردد و اطلاعاتی را در مورد منشأ طاعون و بازیابی ارتش 12 میمون انجام دهد. این جزئیات دوم مهم است ، زیرا سفر کول در اوایل تقاطع محوری قرار دارد.

کول در حالی که در بخش روانپزشکی محبوس است ، با جفری گینز (برد پیت) روبرو می شود ، یک زندانی هوس اما باهوش که ظهور می کند نه تنها به ارتش 12 میمون ، بلکه رهبر نهایی آنها نیز متصل است. دکتر کاترین رایلی (مادلین استو). او در ابتدا روانپزشک منصوب شده است ، اما بعدا او را به گروگان گرفت.

Gilliam ، در پست “نادر ماجراهای بارون مونکوزوزن” نادر (پس از “ماجراهای بارون مونکوزوزن”) به نمایش درآمده (همان موفقیت و درخشان “The Fisher King” که چهار سال زودتر افتتاح شده بود) ، در عنصر اصلی خود است.

علی رغم این که فیلمنامه سرگرم کننده ، ساختاری دقیق را ایجاد نمی کند ، اثر انگشت های موضوعی و تصویری وی بر همه اینها است. عضو سابق مونی پایتون تغییرات اولیه دیگری را در مورد “دون کیشوت” ارائه می دهد ، یعنی وسواس مادام العمر ، زیرا کول شبیه یک رؤیای شبیه کیوکسوت است و جفری نوعی شبیه به معادل او (سانتر کیچوت) سانچو پانزا است.

فیلم مرتبط  آهو چرا 'جزیره کاتروت' غرق کشتی دهه 90 نیست که ما گفته شد

همچنین تصویری از چهره های اقتدار به عنوان احمق های فراموشی و غیر قابل استفاده ، با گره بصری به “برزیل” (هنوز هم بزرگترین دستاورد گیلیام) است ، زیرا صفحه نمایش رایانه ای چهره یک بوروکرات را تحریف می کند.

دیوید وب پلیس ، که به نویسندگی “Blade Runner” و نویسندگی “Unforgiven” کلینت ایستوود ، اقتباسی “12 میمون” را از فیلم کوتاه “کریس مارکر” در سال 1962 با نام “La Jetee” جشن گرفت. فیلمنامه “12 میمون” که با نویسندگی جنت پلیس ، همسر دیوید ساخته شده است ، به همان اندازه دلهره آور ، جسورانه و چشمگیر است که یک توازن تناسلی و روایی را اجرا می کند ، همانطور که فیلمنامه ریچارد گرووانیز برای “شاه ماهیگیر” است.

دنباله ای که در فرودگاه اتفاق می افتد ، به طور جزئی یا کل ، شش بار به روش های مختلف نشان داده می شود. من توضیحی نمی دهم که چرا نقطه نظر برتر ما با هر نگاهی تغییر می کند ، اما تحسین می کنم که چگونه مردم یک اثر راشومون داخلی برای ایجاد مخاطب ایجاد کرده اند.

عملکرد خام و شگفت آور آسیب پذیر ویلیس بهترین اوست. در حالی که این بازیگر برای همیشه به عنوان “ستاره” سخت سخت “یاد می شود ، دامنه و ابداع بودن کار او در اینجا فقط خوب نیست ، اما جالب است.

کول شبیه کاساندرا است ، همانطور که دکتر رایلی او را تعریف می کند: “عذاب پیش بینی و ناتوانی در انجام هر کاری در مورد آن.” این خصومت و ناامیدی در تجسم کامل ویلیس از نقش برجسته است. لحظه ای را که او “Blueberry Hill” را از رادیو می شنود – دوربین از ویلیس (که شخصیت او از 8 سالگی “زیرزمینی” بوده است) می شنود ، واکنش نشان می دهد که او مانند موسیقی زرق و برق دار تا کنون شنیده است.

ویلیس تا حد قابل توجهی از دشواری در این نقش برخوردار است.

پیت در اجرایی که او را به عنوان بازیگر شخصیت تبدیل کرده و او را از بازی کردن ربات های رویاهای موی بلند و طعم دار رها کرده است ، دیدنی است. چرخش خنده دار پیت ، با انرژی بی ثبات ، مانند یک خشک شدن خشک برای تایلر دورن احساس می شود.

عملکرد فوق العاده کم ارزش استو مهمترین کلید موفقیت فیلم است. نقش او ظاهری نیست بلکه تفکر عقلانی شخصیت او (حداقل مدتی) ما را به راحتی در کفش های خود قرار می دهد.

دیوید مورس قبلاً شخصیت های ناپایداری ایفا کرده است اما چرخش کوتاه و واضح او در این امر من را ترساند. فرانک گورشین ، جانباز “بتمن” یک روز زمینی را در Gilliam Land سپری کرده است و کریستوفر پلومر در نقشی بی تاب و خوب ، یک ورزش خوب است.

نمره غیر معمول و پویا توسط پل باکماستر ، که تم اصلی آن به نظر می رسد مانند یک آکاردئون آهسته (چیز بدی نیست) است ، با رشته های ترسناک و سایر لمس های بازیگوش در هم می آمیزد. تعداد کمی از نمرات بسیار کاملاً شبیه موسیقی متن فیلم فیلمساز آن است.

راجر پرات ، فیلمبردار ، نگاه مبهم و بی نظیر جیلیام به جهان را حفظ می کند ، زیرا برخی از عکس ها با جهت هنری قوی خود ، شبیه به یک amok رفته رفته نیستند.

مرتبط: ویلیس (به سختی) با حرکت در “استخراج” حرکت می کند

یک مشکل پیچیده که فیلمنامه واقعاً نیازی به آن ندارد ، اما تا پایان می بیند این است که چگونه کول ، بالای توهم ناگهانی (یا آنها هستند؟) ، صدایی را می شنوند. بازیگر کاراکتر هری اوتولی عملکرد بدنی و گاه به گاه را با عنوان “صدای رسپی” (به عنوان اعتبار نهایی به نظر او می دهد) می دهد و سهم او ناامید کننده است.

فیلم مرتبط  تریلر کامل 4K Restoration از "In Mood for Love" ساخته وونگ کار وای

این همچنین از امتیازات کول بالا می رود. همیشه در حال تعجب هستیم که او چقدر خطرناک است و مانند هر شخصیت بزرگ و غیرقابل اعتماد ، این سوال را مطرح می کنیم که آیا به او اعتماد داریم.

اگر دکتر رایلی در کنار تماشاگران ایستاده است ، پس کول کارت وحشی است ، بی رحمی به وضوح ناپایدار که نگاه انسانیت و حساسیت به مدت طولانی غفلت او تنها عوامل بازخرید او است. در غیر این صورت ، کول به سرعت مورد ضرب و شتم ، حتی قتل قرار می گیرد.

این به اعتبار ویلیس و سینماگران است که کول هرگز به عنوان “قهرمان” نقاشی نمی شود. در هر صورت ، دکتر رایلی این نیاز را برآورده می کند ، اما حتی او را در گرفتن “واقعیت” ، مانند کول و جفری ، با عمل سوم تغییر می کند.

“12 میمون” اکنون 25 سال دارد. برای فیلمی با تصاویر باورنکردنی و گشت و گذارهای طنز به یاد ماندنی ، قدرت نمایشی آن هیچکدام از قدرت های خود را از دست نداده است. حس و حال طنز آمیز گیلیام به اندازه عملکرد خنده دار پیت کمک می کند ، اما این فیلم واقعاً ترسناک است ، وجه تمایز در سفر به زمان خود.

نقطه کانونی “12 میمون” فرضیه آن است که مسافرت زمانی یک کار محکوم به محکومیت است که هیچ انسانی نباید آن را بکوشد. من به سرزمین اسپویلر نمی روم ، اما به عنوان مثال ، اینجا به همین دلیل است که این فیلم بهتر از آن است که دیگر خواننده معتبر علمی تخیلی که سالگردش را جشن می گیرد ، “بازگشت به آینده”.

کمدی / فانتزی 1985 رابرت زمکیس براساس این فرض استوار است که شخصیت اصلی آن ، ماری مکفلی ، نمی تواند به زمان فعلی خود بازگردد (1985) بدون اینکه در سال 1955 با پدر و مادر کادید بازی کندی را انجام دهد. ظاهراً هیچ کس در آن فیلم نقش نداشته است. ری بردبری

مارت ، در یک لحظه ، با اعزام وی با کامیون پر از کود (از صحنه مطلع می شود) از بیف ، یک پیشانی بی موقع پیشی می گیرد.

هیچ کس هرگز فکر نمی کند که درباره راننده کامیون کود ، که احتمالاً کار خود را از دست داده است یا حداقل ، دیر به سختی بخاطر نیاز به پاکسازی پشته های کود پخش شده در اطراف میدان شهر هیل دره ، فکر کند. آن راننده كود شايد شايد بتواند بازنشسته شود ، در صورتي كه يك قطره آخر كود به خوبي از بين برود ، در صورتي كه با يك اتومبيل كه توسط يك كودك روي اسكيت بورد حواسش نبود ، قطع نشود.

همچنین احتمال دارد كه راننده كودكی ، به دلیل افسردگی شدید ناشی از خراب شدن خودروی خود (با بیف بعید است كه بیمه اتومبیل داشته باشد) ، نامزد خود را از دست بدهد (همیشه شرمنده بود كه مشغول مشغول “پسر بچه گانه”) و وضعیت معیشت او باشد. خودش آن شب. یادداشت خودکشی او ، که با مداد نوشته شده بود ، با این حال چند روز بعد بوی کود را به همراه داشت.

می بینید من کجا می روم با این؟

مارتي مک فلي همانقدر محتاط است که من در هنگام جابجايي “هيچ چيز را لمس نکنم” در حال تغيير محتواي زمان فضايي باشم ، در حالي که در کودکي در حال جستجو براي هر راهروي اسباب بازي هاي R “Us” بودم. شاید حتی نگران کننده تر این باشد که مأموریت مکفلی بسیار خودمحور و مجرد است ، حتی تصور نمی کند که بخاطر جهان ، شاید او فقط باید سال ’55 را به یک ماموریت انتحاری تبدیل کند و به سرنوشت اعتماد کند تا از این طریق حک کند. جهان پس از او ، و خواهر و برادرهایش که بد لباس است ، در آن عکس دوپا پاک می شوند.

ارتباط: چرا “مردی که دون کیشوت را کشت” ارزش انتظار را داشت

“بازگشت به آینده” در دنیایی وجود دارد که مسافرت زمانی کاری است که می توانید انجام دهید ، به عقب و جلو بروید ، و به طور مداوم و مرتباً مرتباً مرتباً متناسب با زمان خود را تغییر می دهد. این یک مفهوم نگران کننده است پایان “بازگشت به آینده” ، که کریسپین گلوور ، ستاره همکارش هنوز هم به آن اعتراض می کند ، تلاش های مری را که با دوز سنگین 80 متریالیسم پاداش می یابد ، می یابد.

فیلم مرتبط  جکسون هورست در تریلر سرگرم کننده برای فیلم "پدر خون آشام" با بودجه کم پنیر

به همین دلیل است که آن دنباله بسیار بدتر از آن است که شما به یاد داشته باشید: پس از اوج بزرگ ، متی به سال 85 برمی گردد و یک خانه براق ، نرم و صاف (و اجازه می دهد که گفته شود ، بی روح) را پیدا کند ، که در پدر و مادرش که اکنون کاملاً بی پروا نرم و نرم است و در حال حاضر واقع شده است ، پیدا می کند. – خواهران و برادران کت و شلوار و کراوات.

مکفلی های جدید نه تنها غریبه هستند بلکه ظاهراً در بین بیگانگان توقیف شده از “زندگی آنها” از جان کارپنتر است.

کارهای “بازگشت به آینده” مانند زمان یک صفحه پاک کننده است ، که در آن می توانید چگونگی اضافه کردن و جدا کردن عناصر از وجود را بفهمید (این در حقیقت به معنای واقعی کلمه صحنه ای در “بازگشت به آینده ، قسمت دوم” است). . در آن فیلم ، زمان به صورت دایره ای است ، یک حرکت شاد که شروع می شود و متوقف می شود و می توانید هر بار که سفر را انجام دهید ، آن را تغییر دهید و دقیقاً همانطور که در نظر گرفته شده است جمع شود.

در “12 میمون” ، زمان با تقسیم خطوط متناوب و نسخه های جایگزین واقعیت تقسیم نمی شود. همانطور که کول کشف می کند و آن دانشمندان حلقوی هرگز کاملاً فهمیده نمی شوند ، زمان همه یک خط است و همه چیز در حال حاضر اتفاق می افتد ، همانطور که گذشته و حال با هم تلاشی می کنند که همیشه اتفاق می افتد.

گذشته را می توان بازدید کرد اما تغییر نکرد ، زیرا رفتارهای انسانی ما ، احساس ما از “درست” و ارزش برطرف شدن و خطاهای خود ما که در طول راه مرتکب می شویم مخاطبی برای فضای / زمان پیوسته ندارند. مانند میکرو بودجه برنامه ریزی شده Shane Caruth ، 2004 “Primer” (فیلم علمی تخیلی مورد علاقه من دیگر) ، سفر به مقصد از بین می رود زیرا افرادی که چنین مأموریتی را انجام می دهند قادر به خطای انسانی هستند.

دیدن “12 میمون” از نگاه معاصر ، چون دنیای ما در حال حاضر مورد عفونت ویروس کشنده قرار گرفته و بشریت در وضعیت بی ثباتی قرار دارد ، این فیلم با روشی معنادار طنین انداز می شود. ویلیس خطی دارد که من را برای این که چقدر آشنا هستم حساس کرد: “شما فکر نمی کنید دیوانه ام وقتی مردم ماه آینده شروع به مرگ می کنند. آنها می گویند این فقط تب است … “

FAST FACT: Gilliam اعتبار بسیاری از فاکتورها را دارد ، از تاریخ انتشار دوستانه 27 دسامبر تا یک برد ناگهانی قابل جابجایی برای برد پیت ، برای موفقیت در جعبه آفیس “12 میمون”. این فیلم در گیشه ایالات متحده 57 میلیون دلار درآمد کسب کرد.

در دنیای 2035 ، نژاد بشر از بین رفته است ، حیوانات در حال کنترل سطح هستند و هر فرصتی برای بازگشت سفارش به دست دانشمندان است که با هم روبرو می شوند ناتوان و کوتاه بین هستند. با این وجود ، علاوه بر اینکه به نوعی سفر در زمان را کشف می کنیم (فیلم هرگز عاقلانه توضیح نمی دهد که دقیقاً چگونه کار می کند) ، انسان ها هنوز هم تلاش می کنند تا امور را درست جلوه دهند.

علیرغم چقدر چیزهای تاریک در ابتدای فیلم ، ما بقایای نهایی بشریت را می بینیم ، اما تلاش ناامیدانه اما اختصاصی برای بیرون کشیدن غیرممکن ها انجام می دهیم. این کاملاً الهام بخش است ، اگرچه با پیچ و تاب تاریکی همراه است – اگر تمام مسافر در زمان مسافرت نبود ، کول بزرگترین کمک را پیدا می کرد ، اگر همه چیز در ذهنش باشد.

اگر آخرین نقش وی در نجات جهان فقط یک خیال باشد ، می توان به آخرین امید بشر خوشبختانه بود. شما مفهومی بیشتر از Gilliam-esque پیدا نمی کنید.

پست ’12 میمون ‘به بحران فعلی ما صحبت می کند برای اولین بار در هالیوود در توتو ظاهر شد.

پاسخی بگذارید