On ‘Tenet’ – کاوش در فیلم ‘وارونگی’ کریستوفر نولان به عنوان یک فیلمساز

On ‘Tenet’ – کاوش در فیلم ‘وارونگی’ کریستوفر نولان به عنوان یک فیلمساز

توسط دن مارکوس
30 سپتامبر 2020

که در اصول، پرفروش جدید حماسه ذهن خراش ، زمانبر و جدید کریستوفر نولان ، صحنه ای در اوایل صحنه وجود دارد که شخصیت بارون بار Clémence Poésy به قهرمان ما می گوید ، که به عنوان “قهرمان داستان” شناخته می شود:سعی نکنید آن را درک کنید. احساس کنید آی تی.“مطمئناً مانند بیانیه ماموریت برای فیلم احساس می شود ، روش نولان برای گفتن به مخاطب شما احتمالاً قادر به درک همه چیزهایی نیستید که می خواهید در آن بگویید ، بنابراین فقط احساس کردن آی تی. منطقی است برای یک فیلمساز که غالباً فضای صوتی و زنگ را بر وضوح روایت و در مورد اصول احساس متمایزی وجود دارد که او این موضوع را تصدیق می کند با این امید که فقط سوار شوید. به جز در مورد اصول، برخلاف سایر آثار نولان ، این بار چیز کمی برای درک یا احساس وجود دارد.

با توجه به حرفه نولان ، همانطور که در اولویت او برای سرگرمی های پرفروش و پس از آن موفقیت جهانی در آن سرگرمی مشهود است ، قطعاً مخاطبان در طول سال ها سوار شده اند. نولان ابتدا با موفقیت به موفقیت اصلی دست یافت شب تاریک سه گانه ، و به لطف موفقیت چشمگیر آن فیلم ها ، نولان مجاز به ساخت بود شروع، به احتمال زیاد روش استودیو برای تشکر از او برای اینکه یک میلیارد دلار با بتمن به آنها پول داده است. شروع احساس می کرد که کارگردان انگلیسی در رپرتوار تمایلات خلاقانه خود برای ارائه داستانی که تمام تمایلات متمایز او را به عنوان یک قصه گو تقسیم می کند ضربه می زند: خود ، و داستانی است که به شخصیت ها خدمت می کند تا شخصیت های داستان. بعد از شروع، نولان بعداً این روش را برای همه فیلمهای پرفروش خود اتخاذ می کند ، زیرا بدتر شدن آنها (در مورد شوالیه تاریکی برمی خیزد) و از نظر روایی پیچیده تر (مانند موارد دیگر) در میان ستارگان)

کریستوفر نولان

روایت در اصول حول شخصیتی به نام “قهرمان داستان” می چرخد ​​(جان دیوید واشنگتن، از بین بردن کاریزما در نقشی ضمانت شده) که توسط یک سازمان مخفی برای ردیابی یک شرور به نام ساتور استخدام می شود (کنت براناگ، با لهجه فوق العاده باروک روسی). شخصیت واشنگتن تصمیم می گیرد با همسر ساتور ، کت (با بازیگر وی) نزدیک شود الیزابت دبیکی، به عنوان تنها شخصیتی که دارای هر نوع قوس احساسی در این امر است) در تلاش برای جلوگیری از ساتور در اختیار داشتن سلاح های وارونه که جهان را نابود خواهد کرد. اصول همه ویژگی های برجسته دیگر فیلم های پرفروش اخیر نولان را به نمایش می گذارد و متأسفانه این شامل داستانی است که بیش از روشن بودن گیج کننده است. شهرت نولان به عنوان یک فیلمساز روشنفکر بوده است ، اما آنچه که من همیشه در مورد روش وی درست می دانم این است که گرچه او اغلب روایت های خود را بیش از حد پیچیده نمی کند ، اما آنها را به اندازه کافی قابل فهم می کند تا بیشتر از هر مخاطب بتواند به طور منسجم آن را دنبال کند. من می توانم داستان اساسی را در توضیح دهم اصول اما بعد از اینکه من برای درک برخی از ماشینهای بزرگتر تلاش کردم نولان سعی در انتقال آنها داشت. اکنون ، طبق معمول با یک فیلم کریستوفر نولان ، گاهی اوقات برای درک کامل آنچه اتفاق می افتد ، چند بار طول می کشد (به هر حال ، آن است بخشی از جذابیت یک فیلم نولان) ، اما در مورد اصول، خواه این طراحی صدا باشد که امکان گفتگوی غیرقابل تشخیص را فراهم می کند یا یک داستان داستانی که اغلب اوقات گنگ می شود ، به نظر می رسد که دقت روایت یک جایگاه عقب را به هم پیوستگی روایت تبدیل کرده است. در حالی که فیلمی مانند شروع در طراحی خود یکپارچه است ، اصول مانند اولین فیلم نولان احساس می شود که در آن می توانید ببینید که درزهای داستانی کاملاً در بافت شخصیت ها و داستان عجین نشده اند.

فیلم مرتبط  رابرت داونی ، جونیور از خواب بیدار شد و در اینستاگرام پومل می شود

اگر به مصنوعات موضوعی یک فیلم مانند نگاه کنید شروع، تقریباً یک سادگی سینمایی در یک طرح کلی زیبایی دارد. Dom Cobb (لئوناردو دیکاپریو) تیمی از دزدان رویایی را به سمت کاشت ایده در ذهن کسی سوق می دهد. قوس شخصیت کاب نیز بسیار ساده است: او می خواهد در دنیای واقعی به فرزندان خود بازگردد. از همان ابتدا سرمایه گذاری احساسی در سفر کاب وجود دارد و هدف او کاملاً روشن است. دلیل این که این پایان بسیار قابل توجه است فقط به این دلیل نیست که ما در حال تعجب هستیم که آیا اوج هنوز از منظر داستانی می چرخد ​​یا خیر ، بلکه به این دلیل است که ما می خواهیم بدانیم که کاب واقعاً به هدف احساسی خود دست یافته است یا خیر. حتی با تمام پیچیدگی های روایی یک فیلم مانند شب تاریک، قوس داستانی آن فیلم نیز کاملاً واضح است. بروس وین / بتمن ، هاروی دنت و کمیساریای گوردون باید جلوی کشتن شهروندان شهر گاتهام و ویرانی ویرانگر جوکر را بگیرند. روی کاغذ ، خیلی ساده است. در فیلم ، نولان با درهم آمیختن خرده داستان ها ، خیانت های شخصیت ها و براندازی انتظارات ، داستان را غنی می کند. با این حال ، در مورد هر دو شب تاریک و شروع، ما بندرت گیج شده ایم. حتی لحظه ای وجود دارد که شخصیت الن پیج از همکارانش می پرسد: “بنابراین که فکر می کنی دوباره وارد خواهیم شد؟ “- یک بار دیگر نولان پیچیدگی داستان را تصدیق می کند ، اما برعکس اصول او در این راه کمک موضوعی ارائه می دهد.

کریستوفر نولان

پس از آن همه تعجب آور نیست اصول از منظر روایی و موضوعی شباهت بیشتری به موارد مشابه دارد شوالیه تاریکی برمی خیزد یا در میان ستارگان نسبت به. تا شب تاریک و شروع. بعد از اینکه دیدم شروع فکر می کردم نولان باید به عنوان یک فیلمساز دوباره جمع شود. چگونه می توانید از یک داستان درباره رویاهای درون رویا ، شکوهمندتر شوید؟ که در شوالیه تاریکی برمی خیزد، او این داستان گسترده را با ترکیب موضوعات مختلف کتاب های کمیک و ژانرهای فیلم روایت می کند ، داستانی حماسی که در نهایت نتواند به عنوان یک کل رضایت بخش و منسجم جمع شود. با در میان ستارگان، نولان داستانی را دربرمی گیرد که دهه ها و ابعاد فضا را در برگرفته و آبهای فضایی را با سخنرانی درباره عشق فراتر از واقعیت علم (در فیلمی اختصاص داده شده به پایبندی به علم) و اوج متناقض موجودات میان بعدی از آینده ، گل آلود می کند. همه اینها به صورت یک گردباد فیلم سازی ، موجی از موضوعات منفجر و متضاد است که متأسفانه دسترسی نولان بیش از حد درک اوست. اما مانند نقل از رابرت براونینگ ، نولان را نمی توان برای رسیدن مقصر دانست ، زیرا موفقیت در شب تاریک و شروع او را تشویق کرد که به آنچه بیش از گذشته رسیده است برسد.

فیلم مرتبط  "Uppity" داستان های شگفت انگیز از یک افسانه ورزشی غیرمترقبه را به اشتراک می گذارد

اصول آیا نولان دوباره به این هدف رسیده است ، این بار روش سنتی خود را برعکس می کند. در حالی که با شروع، نولان فهمید که او برای مخاطبان اصلی فیلم در حال ساخت است ، اصول این موضوع را به نفع پیچیدگی روایی بیش از وضوح روایت می داند. همانطور که اشاره شد، Inception است طرح بسیار ساده است ، حتی اگر داستان به روشی کاملاً پیچیده روایت شود. با اصول، که تا حدی به ترکیب صدای عجیب و غریب کمک می کند ، بار دیگر سر و صدای پس زمینه را به گفتگوی شنیدنی ترجیح می دهد ، بیشتر از اینکه اطمینان حاصل کند که داستان به اندازه کافی واضح است که دیگران بتوانند آن را دنبال کنند ، بیشتر بر عملکرد مکانیکی داستان خود تمرکز می کند. با شروع، شخصیت ها به همان اندازه که در قوانین جهان مطبوع بودند ، اما با اصول، شخصیت ها بیشتر از افراد واقعی شبیه رمز هستند. شما می خواهید فیشر وارد اتاق سیاه شود و مبتلا به کاتارسیس شود زیرا ما درد او را درک می کنیم ، اما با اصول، من شخصاً به اندازه کافی به نیل اهمیت نمی دهم (رابرت پتینسون) به عنوان شخصیتی که تحت تأثیر احساسی هر کاری که او یا قهرمان در اوج فیلم انجام می دهد ، قرار بگیرد. با شروع، شما با یک داستان غنی از نظر احساسی روبرو هستید که در آن هر دو کاب و فیشر اهمیت حرکت از غم و اندوه را می آموزند ، اما با اصول یک خلا emotional احساسی وجود دارد که باعث می شود بقیه فیلم در نتیجه سرد و جدا شود. همانطور که من جان دیوید واشنگتن را به عنوان “قهرمان اصلی” خود خوانده دوست دارم ، او قوس شخصیتی یا خط مشی احساسی ندارد تا بیننده را قلاب کند یا آنها را علاوه بر موارد ضروری طرح سرمایه گذاری کند. اگر من روی شخصیت ها سرمایه گذاری نشوم ، بنابراین در داستان نیز سرمایه گذاری نمی کنم.

این ما را به دانکرک، جایی که در واقع مانند نولان احساس می شد انجام داد سعی کنید دوباره به عنوان یک فیلم ساز جمع شوید. دانکرک یک فیلم جنگ غیر معمولی است که صمیمی تر از وسعت ، تجربی تر از سفت و سخت ، مختصر تر از غریب است ، و داستان یک گروه از سربازان انگلیسی و فرانسوی است که سعی می کنند در حین تخلیه دانکرک زنده بمانند. هیچ سخنرانی طولانی و مفصلی وجود ندارد. بدون پایان دادن به پیچ و تاب و یا نشان می دهد. شخصیت ها در واقع رمزهای رمز بیشتری هستند ، اما نولان راهی پیدا می کند تا از این به نفع خود استفاده کند. شخصیت ها با داستانی که او سعی در روایت دارد هماهنگ کار می کنند زیرا آنها یک بوم خالی هستند که در آن تماشاگران تجربه خود را بر چهره جوان ترسیده سربازان سوار می کنند. نولان یک صفحه از آلفرد هیچکاک می گیرد و یک تجربه انسانی (غریزه زنده ماندن) ایجاد می کند که یک احساس قابل بازپرداخت جهانی است. واضح است ، مختصر ، با مقدمه ای که پیگیری آن آسان است و هضم آن نیز ساده است. دانکرک همچنین از رویکرد غیر خطی نولان به طرز هوشمندانه ای استفاده می کند به گونه ای که داستان را فشرده می کند و در عین حال احساس اضطراری و فوری بودن سهام را ایجاد می کند. این یکی از بهترین موارد استفاده از داستان نویسی غیرخطی نولان است زیرا باعث افزایش نجات سربازان می شود و مبارزه آنها را بارزتر می کند. اگر TDK افزایش می یابد و در میان ستارگان نولان را پس از فشردگی و تنش به یک داستان نویس غیرقابل کنترل تبدیل کرد TDK و شروع، دانکرک یک فیلمساز ساده و لاکونیک تر را نشان می دهد. به همین دلیل است اصول بسیار ناامیدکننده است ، با توجه به اینکه با برخی از فیلمهای پرفروش بالفطره مشترک او بیشتر از موارد برجسته دانکرک.

کریستوفر نولان

دانکرک شواهد سینمایی است که کریستوفر نولان حداقل تا حدودی می فهمد کجا ممکن است با مواردی از این دست اشتباه کرده باشد TDK افزایش می یابد و در میان ستارگان. پس از آن می توان امیدوار بود اصول که نولان همچنین توجه بیشتری به انتقاد از طراحی صدا در فیلم های خود دارد ، یا حداقل تشخیص می دهد که هر سینما با استودیوی میکس صدا گران نیست. وقتی صحبت از ترکیب صدا می شود ، نولان سابقه دفاع از انتخاب خلاقانه خود را دارد. او این حرف را برای دفاع از شکایات میکس صدا داشت در میان ستارگان: “من با این ایده موافق نیستم که شما فقط از طریق گفتگو می توانید به وضوح برسید.” وی افزود: “وضوح داستان ، شفافیت احساسات – من سعی می کنم خیلی به آن دست پیدا کنم لایه ای روش استفاده از همه چیزهای مختلف در اختیار من – تصویر و صدا. من همیشه فیلم هایی را دوست دارم که به شیوه ای امپرسیونیستی به صدا نزدیک می شوند و این یک رویکرد غیرمعمول برای یک فیلم پرفروش جریان اصلی است ، اما احساس می کنم این رویکرد مناسبی برای این فیلم تجربی است. “

فیلم مرتبط  کیمبرلی داتنو در تریلر برای کمدی "مسائل بابا" به L.A منتقل شد

گرچه ممکن است این مورد برای نولان درست باشد ، اما به نظر می رسد که برای برخی از مخاطبانش درست نیست. ممکن است تصور اینکه نولان به زودی نحوه برخورد با پس از تولید را تغییر دهد سخت باشد. با این حال ، او خطوط تام هاردی را برای بانه در پیشگفتار دوباره ضبط کرد شوالیه تاریکی برمی خیزد بعد از شکایت بینندگان ، گفتگوی هاردی هنگام ارائه ویژه پیشگفتار فیلم قابل شنیدن نبود. صرف نظر از نحوه برخورد وی با میکس صدا برای پروژه بعدی خود ، ممکن است به نفع نولان باشد که برخی از انتقادها را اصول – ماهیت پیچیده داستان ، کمبود نمایندگی و پیشرفت شخصیت ها – و آنها را هنگام نوشتن فیلم پرفروش حماسی بعدی خود مورد توجه قرار دهید. مخاطبان ممکن است بعضی از کارهای نولان را کاملاً درک نکنند ، اما اگر این طور نباشد احساس کردن احساساتی که در پشت داستان وجود دارد یا با شخصیت ها طنین انداز می شود ، آنها احتمالاً تمایل به بازگشت و بازنگری در آن را ندارند. برای یک فیلم کریستوفر نولان ، متأسفانه رویکردی معکوس برای لذت بردن از فیلم هایش است ، اتفاقی که حتی خود فیلمساز نیز به آن رضایت نخواهد داد.

یافتن پست های بیشتر: بحث کنید ، تحریریه

در وب بیشتر بدانید:

پاسخی بگذارید